انگیزههای زنان شاغل در سازمان تأمین اجتماعی تهران برای فرزندآوری
نویسندگان
1 دانشیار جمعیتشناسی، دانشکده علوم خانواده، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد جمعیتشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.30495/jzvj.2024.32344.4058چکیده
هدف: امروزه ارزشها و باورهای ایرانیان در زمینه فرزندآوری، به سمت کمفرزندی سوق یافته و معنا و کارکرد فرزند نزد آنان تغییر یافته است. شرایط اقتصادی اجتماعی متفاوت جامعه امروز، عاملی مهم در این تغییر نگاه بوده است. در این مطالعه، تمرکز بر زنان شاغل بود و هدف کنکاش درباره درک زنان شاغل از فرزند و دلایل آنها برای فرزندآوری بود. روش: رویکرد پژوهش کیفی و روش تحلیل دادهها، تحلیل مضمون براون و کلارک بوده است. افراد مورد مطالعه شامل 22 زن شاغل در سازمان تأمین اجتماعی شهر تهران بودند که با نمونهگیری هدفمند انتخاب و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. جمعآوری دادهها از راه مصاحبههای عمیق چهره به چهره با شرکت کنندگان در اسفند سال 1401 آغاز شد و به مدت سه ماه به طول انجامید. یافتهها: دلایل فرزندآوری زنان شاغل در چهار مضمون: "شکوفایی و توسعه هویت والدینی"، "آگاهی ضمنی در مورد پیامدها و چالشهای کمفرزندی و دیرفرزندآوری"، "چیرگی انتظارات هنجاری" و "احساس امنیت اقتصادی- اجتماعی برای تصمیم به فرزندآوری" قرار میگیرند. نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان میدهد آنچه باعث قصد فرزندآوری زنان شاغل شده برخاسته از شرایط، خواست و تمایلات فردی و خانوادگی است که عمدتاً بر پشتگرمی به حمایتهای خانواده متکی است. بهطوریکه، زنان شاغل خواست و رفتار فرزندآوری خود را شخصا یا در نهایت، بهصورت خانوادگی مدیریت و هدایت کرده و حمایتهای شغلی و سازمانی در تصمیم به داشتن فرزند بیشتر، تاکنون نتوانسته است نقش پررنگی ایفا نماید. وانگهی، بهنظر میرسد که فراهمسازی احساس امنیت اقتصادی- اجتماعی مانند ثبات شغلی و درآمدی برای زنان موضوعی با اهمیت تلقی شده است. در این شرایط، تعارض میان نقشهای شغلی و مادری، احتمالا میتواند به نفع ایفای وظایف شغلی عمل کرده و انگیزههای فرزندآوری را کاهش داده و یا به عدمپژوهش نیات باروری منجر شود.