نقد اجتماعی نکاح متعه در داستان رستم و سهراب

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، تهران، ایران

2 عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران

3 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، تهران، ایران

doi
10.30495/jzvj.2024.32713.4091
چکیده

هدف: نکاح متعه در داستان رستم و سهراب که سبب بی­قاعدگی و بروز بحران شده، عدم توانایی زادآوران آن را در گردانش این امر نشان می­دهد. آنچه­ که این نکاح را مکروه جلوه می­دهد، عدم تعهّد (گاموفوبیا) رستم است که نتوانسته اسـتعدادهای بالفعـل سهراب را شکوفا کند. مسئله آن است که رستم از برای موقعیت اجتماعی فرصت پرداختن به مسائل شخصی را پیدا نمی­کند ­و در امر نکاح با عدم تعهّد مواجه می ­شود. هدف پژوهش، تعیین سرنوشت مولّدان این نکاح است که پا به عرصه حیات می­گذارند. روش: این جستار با روش توصیفی نشان می­ دهد نکاح رستم و تهمینه از چه نوعی بوده و چه عواملی سبب پیش­ آمد و پیامدهای منفی آن شده­است؟   یافته ­ها: این داستان براساس موقعیت زمانی و اسطوره­ای طرح گردیده و بیانگر وضعیت تهمینه، اتّکا به نوع انتخاب همسر و توانایی او نسبت به پرورش فرزند در قیاس با قرن حاضر است که خالی از بحران نبوده. مطابق یافته­ها، رستم و تهمینه به­طور یکسان در ایجاد تراژدی داستان نقش داشته­اند. نکاح آنها از نوع موقت و اوگ­زن، ازدواج با بیگانه و برون­همسری است. عواملی چون رخش بالاترین و هوا و بی­خردی پایین­ترین عامل شکل­ گیری این نکاح بوده­ اند. مسئله گمان نیز کم‌‌ترین و مرگ بیش‌ترین پیامد آسیب‌پذیری را داشته اند که به­ گونه ضمنی برخاسته از آزمندی بوده ­است.