الگوی ساختاری سبک زندگی ارتقادهنده سلامت براساس خود شفقتورزی، رضایت و ناکامی از نیازهای اساسی روانشناختی: نقش واسطهای استرس ادراک شده در زنان شاغل
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای روانشناسی سلامت، گروه روانشناسی سلامت، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ، ایران
2 دانشیار گروه روانشناسی سلامت، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه روانشناسی و مشاوره، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30495/jzvj.2024.32592.4080چکیده
چکیده هدف: هدف این پژوهش بررسی رابطه رضایت و ناکامی از نیازهای اساسی روانشناختی و خود شفقتورزی با سبک زندگی ارتقادهنده سلامت باتوجهبه نقش میانجیگری استرس ادراک شده در زنان شاغل بود. روش: این پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان شاغل در سازمانها و ادارههای دولتی استان تهران در سال 1401 بود. درنهایت در پژوهش حاضر 400 زن (168 مجرد و 232 متأهل) بهصورت تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند و به فرمهای مقیاس رضایت و ناکامی از نیازهای اساسی روانشناختی، مقیاس شفقت به خود فرم کوتاه، پرسشنامه استرس ادراک شده و نیمرخ سبک زندگی ارتقادهنده سلامت پاسخ دادند. یافتهها: نتایج حاکی از آن است که شاخصهای برازندگی حاصل از تحلیل از برازش قابلقبول مدل ساختاری با دادههای گردآوریشده حمایت میکنند. رابطه بین استرس ادراکشده و سبک زندگی ارتقادهنده سلامت منفی و معنادار و رابطه بین خود شفقتورزی و سبک زندگی ارتقادهنده سلامت مثبت و رابطه بین رضایت از نیازهای اساسی روانشناختی و سبک زندگی ارتقادهنده سلامت مثبت و معنادار و رابطه بین ناکامی از نیازهای اساسی روانشناختی و سبک زندگی ارتقادهنده سلامت منفی و معنادار بود. رابطه غیرمستقیم بین خود شفقتورزی و سبک زندگی ارتقادهنده سلامت از یکسو رابطه غیرمستقیم بین رضایت از نیازهای اساسی روانشناختی و سبک زندگی ارتقادهنده سلامت از سوی دیگر مثبت و معنادار بود. نتیجهگیری: نتایج بیانگر این موضوع است که در زنان شاغل استرس ادراکشده رابطه بین رضایت و ناکامی از نیازهای اساسی روانشناختی و خود شفقتورزی با سبک زندگی ارتقادهنده سلامت را بهصورت معنادار میانجیگری میکند.