مدل و تبیین موانع همگانی شدن ورزش بانوان، از دیدگاه اساتید علوم ورزشی و بانوان کارمند شهر مشهد
نویسندگان
1 دانشیار گروه تربیتبدنی و علوم ورزشی، دانشگاه پیام نور، واحد قم، قم، ایران
2 استادیار گروه تربیتبدنی و علوم ورزشی، دانشگاه پیام نور، واحد مشهد، مشهد، ایران
3 دکتری مطالعات زنان، پژوهشگر پژوهشکدۀ مهرستان (مطالعات حکمرانی)، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
4 نویسنده مسئول، دانشجوی دکتری مطالعات زنان، گرایش حقوق زن، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
5 گروه تکنولوژی پرتوشناسی، دانشکده علوم پیراپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
6 گروه مدیریت آموزشی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
doi
10.30495/jzvj.2024.31799.4001چکیده
چکیده هدف: ارائه مدل و تبیین موانع همگانی شدن ورزش بانوان از دیدگاه اساتید علوم ورزشی و بانوان شاغل در مشهد و ارائه الگویی که منجر به گسترش و توسعه شود. روش: آمیخته (کیفی – کمی). جامعه آماری کیفی: 45 مقاله و 20 نفر خبره و متخصص علوم ورزشی که با نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، جامعه آماری کمی: کلیه بانوان کارمند شهر مشهد، 384 نفر با نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. جهت استخراج عناصر و گروهبندی آنها از روش تحلیل تماتیک استفاده شد. مدل پیشنهادی با استفاده از معادلات ساختاری مبتنی بر رویکرد حداقل مربعات جزئی مورد آزمون قرار گرفت. از مصاحبه ساختاریافته و نیمهساختاریافته برای جمعآوری دادهها استفاده و هفت مانع شناسایی شد. یافتهها: هفت مانع شناسایی شده: فردی و جسمانی، خانوادگی، دینی و مذهبی، فرهنگی و اجتماعی، نگاه جنسیتی، کمکاری سازمانهای ورزشی و سایر موانع: نداشتن برنامه جامع و مدون و کمتوجهی به ورزش همگانی و رهبران سازمانهای ورزشی به غیرتخصصی وضعیت را بدتر کردهاند و سیاستهای حاکم بر ورزش همگانی بسیار نامشخص و روزمره طراحی شده. علت نداشتن دانش لازم و مدیریت استفاده بهینهای از منابع سرمایهای موجود کشور در ورزش بانوان به عمل نیامده. نوآوری و نقاط قوت تحقیق: عدم برنامه برای پیشرفت ورزش بانوان و عدم تصمیمگیری و برنامهریزی برای ترغیب و تسهیل حضور حمایتگران مالی در ورزش همگانی بانوان و عدم جذابیت فعالیتهای برنامه ورزش همگانی و عدم توجه به ورزشهای بومی و محلی. نتیجهگیری: نداشتن برنامه جامع و مدون و کمتوجهی به ورزش همگانی بانوان و بخصوص بانوان کارمند سبب مشکلات جسمانی برای این قشر از جامعه شده است. در ثانی رهبران سازمانهای ورزشی به علت نداشتن دانش لازم و مدیریت غیرتخصصی وضعیت را بدتر کردهاند.