تحلیل شکل‌گیری نخستین قیام‌های حسنیان (145ـ146ق) در پرتو نظریه گردش نخبگان پارتو

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد

doi
چکیده

فعالیت عبدالله‌بن‌حسن مثنی برای دست‌یابی فرزندانش به قدرت از اوایل قرن دوم هجری آغاز شد. باوجود افزایش این فعالیت­ها با آغاز خلافت عباسیان، سفاح روابطِ مبتنی بر تساهلِ آخرین خلفای مروانی با حسنیان را ادامه داد. اما با شروع خلافت منصور، این روابط به تیرگی گراییده و قیام و سرکوبی محمد‌بن‌عبدالله و برادرش ابراهیم را رقم زد. تاکنون درخصوص روند تغییر سیاست منصور و تأثیر آن در شکل­گیری نخستین قیام­های حسنیان از منظر نظریه­های جامعه‌شناسی، تحقیق مستقلی صورت  نگرفته ­است. از این­رو، در مقاله‌ی حاضر که به روش توصیفی ـ تحلیلی است، کوشش شده تا با رویکرد جامعه‌شناسی سیاسی، استفاده از نظریه گردش نخبگان پارتو و بهره‌گیری از تقسیم‌بندی شش­گانه­ گی روشه از نخبگان، به این مسأله پاسخ داده شود که کدام عوامل در چرخش سیاستِ منصور عباسی در مقابل حسنیان و در نهایت قیام فرزندان عبدالله محض در دوره­ خلافت او مؤثر بوده ‌است؟ بر اساس فرضیه­ تأیید‌شده‌ این نوشتار، کوشش حسنیان برای در دست‌گیری قدرت، مبتنی بر تأکید آن‌ها بر جایگاه وراثتی­ شان و نفی قدرت حاکم، به عنوان برگزیدگان ایدئولوژیک بود. عملکردِ بی‌نتیجه‌ منصور در جایگاه اقتدار حاکم، در به‌کارگیری شبکه‌ وسیع جاسوسی در نهان و تمسک به سیاست تحبیب و تطمیع در عیان؛ توسل او به تهدید، فشار و زور را در مواجهه با حسنیان به دنبال داشت. امری که در نهایت قیام محمد و برادرش ابراهیم را در دوران خلافت او رقم زد.