آبشخورهای نظری نقد ادبی افغانستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
2 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
doi
10.22067/jls.2025.90140.1630چکیده
این پژوهش به بررسی وضعیت نقد ادبی معاصر در افغانستان با هدف شناسایی و معرفی منابع نظری آن در یک صد سال گذشته میپردازد. با استفاده از روش توصیفیـتحلیلی و رویکرد تاریخی، این تحقیق نشان میدهد نقد ادبی در افغانستان از لحاظ پشتوانۀ نظری فقیر بوده و اغلب نقدهای عملی، ناسازگاری تحلیل متن با اصول نظری نقد ادبی معاصر را نشان میدهند. منابع نظریههای ادبی از طریق کانالهای شفاهی و مکتوب به دست آمدهاند و انجمنهای ادبی و دانشگاهها نقش مهمی در ترجمه و نگارش مقالات و کتابها داشتهاند. تأثیر نظریهپردازان روسی، غربی و ایرانی بر نقد ادبی افغانستان آشکار است؛ اما مشکلاتی در شناخت، معرفی و کاربست نظریهها وجود دارد. نتایج پژوهش نشان میدهد غالب نقدهای ادبی در افغانستان با رویکردی سنتی نگاشته شدهاند. این پژوهش بر اهمیت وجود زیرساختهای تئوریک در پیشبرد نقد ادبی تأکید دارد و معرفی مهمترین منتقدان و نقدهای اثرگذار را فراهم میکند. همچنین نقش دانشگاهها، انجمنها و مطبوعات در این فرایند موردبررسی قرار گرفته و نشان میدهد گفتمان نقد در این کشور هنوز جریان نیافته است. این تحقیق میتواند جایگاه گفتمان انتقادی را در افغانستان نشان دهد و با معرفی مهمترین منتقدان ادبی و برجستهترین نقدهای اثرگذار، وضعیت نقد ادبی در افغانستان را به تصویر بکشد.