راهبرد شیعیان در مواجهه با نهادهای قدرت در دو قرن پایانی خلافت عباسی
نویسندگان
1 عضو علمی و مدیر گروه الهیات دانشگاه پیام نور قم
doi
10.22034/shistu.2023.59730.1177چکیده
دو قرن پایانی خلافت عباسیان دوره ای همراه با تحولات مهم و همچنین متفاوت برای شیعیان بود. از نیمه قرن پنجم بخش مهمی از سرزمین های اسلامی تحت سلطه سلجوقییان و سپس خوارزمشاهیان قرار گرفت. سلجوقیان پیرو و مدافع اهل سنت بودند، اما روابط آنها با خلافت عباسی فراز و نشیب های زیادی داشته و خوارزمشاهیان که خود به عنوان یک مدعی در برابر خلافت ظاهر شدند. شیعیان به عنوان یک گروه تاثیرگذار و نقش آفرین در عرصه فرهنگ و سیاست، در مواجهه با دو نهاد سلطنت و خلافت چه نقشی داشته و چه راهبردی اتخاذ نمودند. تبیین مواضع و نقش شیعیان موید این نکته است که آنها در این مقطع در مواجهه با قدرت، استراتژی مشخص داشته و رویکرد آنها تعامل با نهادهای قدرت و مشارکت در قدرت سیاسی جهت حفظ امنیت و توسعه مسیر پیشرفت برای مکتب تشیع بوده است.