رابطه سادات و حاکمیت«مبانی و معیارهای نفوذ سیاسی و اقتدار سادات در حکومت ایلخانان مغول »

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه چمران اهواز

2 دانشیار و مدیر گروه تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز

doi
10.22034/shistu.2023.55176.1138
چکیده

سادات به‌عنوان‌خاندان‌پیامبر،درتاریخ‌اسلام وایران به‌عنوان گروهی‌متمایز جایگاه‌ویژه‌ای داشتند.انتساب آنها به خاندان پیامبرسبب شدکه‌درمیان جامعه‌ی‌ایران نیزمورداحترام قرارگرفتند.باشکل‌گیری نهادی بنام نقابت،سادات به صورت یک‌گروه کاملاًمشخص سازماندهی شده‌درآمدند.سادات درایام حاکمیت سلسله‌های مختلف،اغلب‌به‌عنوان گروهی مورداحترام ودارای تقدس ازمنزلت خاصی برخورداربودند.باحمله چنگیزبه ایران وسپس برچیده شدن خلافت عباسی، سادات جزءافرادی بودندکه نه تنهادچار ضعف جایگاه نشدندکه بالعکس نفسی تازه کرده‌وحتی‌دوباره منصب نقابت که کارآن‌رسیدگی به امورسادات بود،احیاشد.هدف ازاین پژوهش بررسی جایگاه ومنزلت سادات درساختارحاکمیت ایلخانی است.این مقاله درصدداست باروش توصیفی-تحلیلی به این پرسش پاسخ دهدکه باتوجه به جایگاه سادات‌در دوره ایلخانان وگرایش‌اولجایتو به تشیع وسادات چه جایگاهی درساختارحاکمیت به دست آوردند؟یافته‌های پژوهش نشان می‌دهدکه منزلت این گروه درجامعه‌ی ایرانی وخودآگاهی درونی سادات دربالا بردن جایگاه سادات دردستگاه حکومت ایلخانی نقشی به سزا داشت، ولی باوجودتکریم سادات، این گروه دردوره ایلخانی به‌ندرت توانستندبه پست-های مهم وحساسی مانندوزارت ویاصاحب‌دیوانی دست یابندواین‌امر به نظرمی‌رسد،نتیجه این بود که ساختاردیوانی با غلبه‌ی مذهب سنت اجازه نمی‌دادکه سادات به‌این عرصه واردشوند .