سیاستهای صنعتی دولت محمد مصدق و اثرات آنها بر استراتژی اقتصاد بدون نفت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه تاریخ، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استاد گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.48308/irhj.2025.238865.1404چکیده
در نیمۀ دوم دورۀ نخستوزیری محمد مصدق، اقتصاد بدون نفت به عنوان یک استراتژی اقتصادی، بدون برنامهریزی قبلی و در مواجهه با تحریمهای نفتی انگلستان در دستور کار دستاندرکاران دولت قرار گرفت. براساس این استراتژی، بخشهای مختلف اقتصادی شامل کشاورزی، صنعت، تجارت خارجی و بودجه مورد بازبینی قرار گرفتند، اما تأکید اصلی دولت بر توسعۀ بخش صنعت بود؛ زیرا صنعت به عنوان یکی از بخشهای مولد و اشتغالزا، میتوانست بر توسعۀ بخشهای دیگر و همچنین تحقق اهداف مدّ نظر در استراتژی اقتصاد بدون نفت تأثیرگذار باشد؛ به گونهای که مصدق در زمان ارائۀ برنامه کابینه دوم خود به مجلس، یکی از وظایف مهم دولت را اصلاح امور اقتصادی از راه افزایش تولید داخلی، ایجاد کار، اصلاح قوانین پولی و بهرهبرداری از معادن عنوان کرد. مقاله حاضر با تکیه بر اسناد و منابع کتابخانهای و با رویکرد توصیفی-تحلیلی تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که سیاستهای صنعتی دولت چه بوده و چه تأثیراتی بر استراتژی اقتصاد بدون نفت داشته است؟ اسناد و منابع تاریخی مورد استفاده در این پژوهش نشان از آن دارند که این سیاستهای صنعتی همانند شمشیری دولبه عمل کردهاند؛ به گونهای که همزمان با ایجاد تحرک در بخش صنعت، افزایش تولید کالاهای صنعتی، افزایش تعداد شرکتها و کارخانجات، افزایش میزان سرمایهگذاری صنعتی و بهطور کلی کمک به تابآوری در مقابل تحریمهای نفتی، ابعاد و اشکال مختلفی از وابستگی از جمله وابستگی به تجهیزات صنعتی وارداتی و شکلگیری کارخانجات مونتاژی، وابستگی به متخصصان خارجی و وابستگی به کمکها و سرمایههای خارجی را در پی داشتند؛ پیامدی که اساساً در تضاد با ایدۀ اقتصاد بدون نفت بود.