تأثیر دکترین نیکسون بر افزایش توان تسلیحاتی ارتش ایران (1969-1971م)
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
2 دانشجو کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی. گروه تاریخ. دانشکده علوم انسانی و اجتماعی. دانشگاه مازندران. بابلسر. ایران.
3 استادیار گروه تاریخ، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
doi
10.48308/irhj.2025.239251.1409چکیده
پایان جنگ جهانی دوم به مثابه آغاز دورانی جدید در تاریخ معاصر ایران است. با پایان جنگ جهانی دوم که به مسلط شدن هژمونی ایالات متحده در تحولات نظام جهانی سرمایهداری و مناسبات نظام بینالملل انجامید، تحولات سیاسی و اقتصادی ایران تحت تأثیر تحولات ایالات متحده، بهخصوص در دوران جنگ سرد قرار گرفت. در نتیجۀ همین تأثیرپذیری بود که صدور دکترین نیکسون در نتیجۀ چالشهای داخلی و بینالمللی مداخلۀ ایالات متحده در جنگ ویتنام، ایران را تحث تأثیر خود قرار داد. واگذاری نقش نظامی به عنوان ستون اول به ایران در منطقه خلیج فارس در چارچوب دکترین نیکسون، بر ساختارهای مختلف جامعۀ ایرانی از جمله ساختار نظامی و ارتش تأثیر گذاشت. بر این اساس، پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از روش تحقیق تاریخی، به طرح و پاسخگویی این پرسش بپردازد که اجرایی شدن دکترین دو ستونی نیکسون در منطقۀ خلیجفارس و ایفای نقش نظامی ایران به عنوان ستون اول این دکترین، چه تأثیری بر توان تسلیحاتی ارتش در سالهای 1969 تا 1971م. داشت؟ یافتههای تحقیق نشان میدهد که همسویی ایالات متحده و ایران و تمایل متقابل ایالات متحده و ایران برای واگذاری و پذیرش نقش نظامی به عنوان ستون اول دکترین دو ستونی نیکسون در منطقه خلیجفارس، منجر به افزایش توان تسلیحاتی ایران در سالهای 1969 تا 1971م شد. این افزایش توان تسلیحاتی، ناشی از فراهم شدن امکان خرید تسلیحات نظامی توسط ایران از قدرتهای برخوردار از صنایع نظامی، بهویژه با حمایتهای شخصی نیکسون امکانپذیر شد که به شاه و ایران اجازه میداد به منظور ایفای نقش نظامی خود در چارچوب دکترین نیکسون، بتواند سلاحهای جدید و پیشرفته را از ایالات متحده و سایر کشورها از جمله بریتانیا، کشورهای اروپای غربی و حتی اتحاد جماهیر شوروی خریداری کند.