مطالعه پدیدارشناختی تجربه زیسته والدین از تنهایی (مطالعه موردی سالمندان شهر تهران)
نویسندگان
1 استاد گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا
2 دانشجوی دکتری مسائل اجتماعی، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی واقتصادی، دانشگاه الزهرا
doi
10.22059/jisr.2022.341341.1294چکیده
مقدمه: با توجه به تغییرات اجتماعی مرتبط با مدرنیزاسیون مانند پیشرفت فناوری بهداشتی، توسعۀ اقتصادی و پیشرفتهای آموزشی، موقعیت سالمندان در جامعۀ مدرن تغییر کرده است و این تغییرات موقعیت برای سالمندان، آنها را با مسائلی روبهرو کرده که مهمترین آن حول آشیانۀ خالی و نحوۀ مواجهۀ آنها با تنهایی است. از اینرو پژوهش حاضر درصدد واکاوی درک و برداشت سالمندان از تنهایی و نحوۀ مواجهۀ آنها با این مسئله است.روش: در این مقاله، تجربۀ زیستۀ والدین از تنهایی ناشی از آشیانۀ خالی با رویکردی پدیدارشناسانه بررسی میشود. به این منظور 20 مصاحبۀ نیمهساختاریافته با افراد سالمند (9 مرد و 11 زن) انجام شده است.یافته ها: برآیند این مطالعه که از طریق تحلیل مضمون حاصل شده است، حاکی از سه مضمون اصلی (ادراک تنهایی، علل تنهایی و جبران تنهایی) و یازده خردهمضمون (ادراک تقدیرگرایانه، ادراک رضایتمندانه، ادراک منزجرانه، ادراک متضاد، ازدواج فرزندان و فوت همسر، فاصلۀ مکانی، سبکهای فرزندپروری، بازآفرینی روابط اجتماعی، ارتباط با خدا و پرداختن به برخی فعالیتهای اجتماعی و کنشگری مبتنی بر مبادله) است.نتیجه گیری: اکثر شرکتکنندگان این مطالعه – افراد دارای فرزندان کم یا زیاد و زنان و مردان- احساس تنهایی را تجربه کردهاند، اما نوع ادراک آنها از تنهایی با توجه به ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی متفاوت است. همچنین تنهایی سالمندان و رفع آن نیازمند اتخاذ راهبردهای حمایتی از سوی اعضای خانواده، مراقبان سلامت و سیاستگذاران است.