چرخشهای دورانی و هویت ایرانی
نویسندگان
1 استاد پژوهشکدۀ تاریخ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.48308/irhj.2024.236911.1363چکیده
هویت فردی و اجتماعی انسانها در تاریخ و جامعه ساخته میشود و در گذر زمان بهتدریج تغییر مییابد. این تغییر البته آهنگ و حرکت مشخصی ندارد، اما روشن است که برخی عناصر و مؤلفههای هویتی کهن جای خود را به عناصر جدید میدهند و بدین ترتیب، هویت انسانی همواره بازسازی و بازنگری میشود. با این همه، در تاریخ بشر زمانهای خاصی وجود دارد که حرکت و آهنگ تغییرات شتاب میگیرد؛ یعنی دامنۀ تغییرات در هویت فردی و جمعی عمیق، گسترده و معنادار میشود. نگارنده این زمانهای خاص را «چرخش دورانی» نامیده است. در تاریخ بشر چرخشهای دورانی اندکی رخ داده است. مسئلۀ این مقاله ارزیابی نسبت میان هویت ایرانی و چرخشهای دورانی در تاریخ است. مقاله میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که چرخشهای دورانی در تاریخ ایران کداماند و چرا هویت ایرانی را دچار بحران و سرانجام تغییرات ژرف و معنادار کردهاند؟ نگارنده برای پاسخ به این مسئله از روش توصیفی–تحلیلی بر پایۀ رهیافت کلاننگر تاریخی/ جامعهشناسی تاریخی بهره گرفته است؛ زیرا اقتضای چنین بحثهایی کلینگری است که در اینجا جایگزین نگرشهای جزئینگر (مورخانه) شده است. مقاله سرانجام به این نتیجه میرسد که در تاریخ ایران سه چرخش دورانی رخ داده است: نخست، فرایند همبستگی و انسجام اقوام پراکنده بومی، مهاجمان و مهاجران در قالب تمدن باستانی ایران بر بنیاد ایرانشهر که موضوع این نوشتار نیست. دوم، فرایندی است که از سقوط ساسانیان آغاز و تا تثبیت حکومت سامانیان تداوم مییابد و سوم، فرایندی است که از جنگهای ایران و روسیه آغاز شده و تا کنون ادامه دارد. در هر دو چرخش دورانی، هم گسست تاریخی و هم تغییرات هویتی-تمدنی بزرگی رخ داد و هم راه تازهای آغاز شد. پیامد طبیعی این چرخشها پدیدار شدن بحران هویت بود. اکنون آثار عمیق هر سه چرخش دورانی در هویت اکنونی ایرانیان هویدا و پابرجاست.