بازخوانی رونوشت پنهان جامعه ایران در انقلاب مشروطیت
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد ایران
3 دانشیار علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.48308/irhj.2025.237263.1372چکیده
جامعه ایران همواره سعی کرده است در برابر صاحبان قدرت گفتار و کنشی عمومی را به اجرا بگذارد و در ورای نظارت مستقیم آنان گفتار و کنشی متفاوت را پدیدار سازد. به لحاظ تاریخی جامعۀ ایران همواره تحت سیطره حکومتهای استبدادی بوده که مهمترین خصیصه آن بیقانونی، عدم نهادینگی قدرت و حاکمیت دلبخواهانه و تحمیلی حاکم مستبد بوده است. در چنین شرایطی، جامعه نمایشی از تمکین و رضایت را به اجرا میگذارد که با تصویری که حاکمان میخواهند ترسیم کنند، همخوانی زیادی دارد، اما در پس پرده قدرت، آنچه آشکارا نمیتواند بازگو کند، در رونوشت نهانی و در نقد سلطه جلوهگر میسازد. چنین رویکرد محافظهکارانهای گاهی جنبۀ فریبکارانه، احتیاط، ترس و برخورداری از لطف و مرحمت داشته و گاهی ریشه در باورهای دینی، فرهنگی و اجتماعی داشته است. در دوران حکومت ناصرالدینشاه، سلطه استبدادی و ناتوانی در ایجاد یک دولت متمرکز کارآمد، جامعه ایران را به وجه پنهان خود سوق داد و رونوشتهای نهانی به نحوی چشمگیر فزونی یافتند. این پژوهش با بهرهگیری از الگوی نظری روایتهای نهانی اسکات و روش تحلیل متن، به دنبال پاسخ به این پرسش است که رونوشتهای پنهان جامعۀ ایران چگونه و با چه اشکالی در انقلاب مشروطه تجّلی یافتند؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که ظهور شبنامهها از دل انجمنهای مخفی، نقطۀ بارز پیدایی رونوشت پنهان این دوره است. بهتدریج رونوشتهای نهانی در اَشکال دیگری همچون روزنامههای مخفی، روزنامههای برونمرزی، سفرنامههای خیالی، مکالمات خیالی، رسالات گمنام، ترانهها و خوابنامهها نیز پدیدار شدند. با ادامۀ نابسامانیها، این روایتها شکل آشکار به خود گرفت و با به چالش کشیدن قدرت سیاسی، به انقلاب مشروطه منجر گردید.