مدارس مختلط در ایران: راهاندازی، مخالفتها و انحلال
نویسندگان
1 استادیار پژوهشکده علوم انسانی، تهران، ایران.
doi
10.48308/irhj.2024.236743.1357چکیده
در دورۀ پهلوی مدارس مختلط که پیشتر به اقلیتهای مذهبی اختصاص داشت، با حمایت حکومت جنبۀ عمومی یافت. گسترش این مدارس از دهه 1320 با مخالفت روحانیان روبهرو شد. بهرغم این مخالفتها که تا حدودی برنامه گسترش مدارس مختلط را کُند کرد، در سالهای بعد روند فزایندۀ گسترش این مدارس ادامه یافت؛ تا آنکه در پی انقلاب 1357، برنامۀ انحلال این مدارس در دستور کار قرار گرفت. مسئلۀ این پژوهش زمینه و علل راهاندازی مدارس مختلط و انحلال آنهاست. پرسش این پژوهش آن است که راهاندازی و انحلال مدارس مختلط چه روندی را طی کرد؟ از آنجا که تاکنون پژوهش تاریخی مستقلی در این زمینه انجام نشده، این پژوهش در پی آن است تا روند راهاندازی و گسترش این مدارس، مخالفت مراجع تقلید و روحانیون در دورۀ پهلوی با این مدارس و سرانجام انحلال آنها در آغاز دورۀ جمهوری اسلامی -جز در مناطق روستایی- را با استفاده از روش تاریخی مورد توصیف قرار دهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در دورۀ پهلوی برای بسط آموزش در میان دختران و از دیگر سو بهسازی فضای آموزشی تکجنسیتی، مدارس مختلط در سراسر کشور راهاندازی شد. طی سالهای 1320-1332ش. مراجع تقلید و روحانیون مخالفتهایی با این مدارس کردند و خواهان تعطیلی آنها شدند. در برابر، حکومت پهلوی نیز تا اندازهای این مدارس را محدود کرد، اما در سالهای بعد به تبعیت از رویۀ جهانی و نیز گسترش مدارس روستایی که مختلط بودن را ایجاب میکرد، این مدارس گسترش یافتند. حتی طی دهههای 1340 و 1350 مدارس راهنمایی و دبیرستانهای مختلط نیز راهاندازی شد. با بروز انقلاب 1357 کوشش برای انحلال مدارس مختلط ذیل برنامۀ کلی حکومت در راستای «اسلامی» کردن جامعه، آغاز گردید و پس از اعلام چنین برنامهای طی روزهای نخست، با وجود مخالفتهای اولیای دانشآموزان این مدارس، از مهر 1358 در تهران و سال بعد در سراسر کشور، جز مناطق روستایی، این مدارس منحل اعلام شد.