نقش واسطه ای تعارض کار-خانواده در رابطه سرمایه روان شناختی و آرزومندی شغلی در زنان شاغل
نویسندگان
1 دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 کارشناسی رشته روانشناسی صنعتی و سازمانی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.30495/jzvj.2022.29880.3778چکیده
هدف: مطالعه حاضر با هدف آزمون مدل مفروض واسطه مندی تعارض کار- خانواده در رابطه سرمایه روان شناختی و آرزومندی شغلی در زنان شاغل در شرکت های هواپیمایی در تهران در سال ۱۴۰۰ و در دوران شیوع ویروس کرونا می باشد. روش: روش نمونه گیری به شیوه در دسترس بوده و جهت گردآوری اطلاعات از ۳ پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز (2007)، پرسشنامه بازنگری شده آرزومندی شغلی گرگور و ابراین (2016) و پرسشنامه تعارض کار- خانواده کارلسون و همکاران (1999) استفاده شده است. از نرم افزار SPSS و AMOS و با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل داده ها انجام شد. یافتهها: نتایج تحلیل روش آماری معادلات ساختاری نشان داد که رابطه بین سرمایه روان شناختی و آرزومندی شغلی در زنان شاغل از طریق تعارض کار- خانواده به طور جزئی میانجیگری میگردد. در مدل مفروض نشان داده شد که سرمایه روان شناختی به طور مستقیم روی تعارض کار- خانواده به میزان 53/0 از واریانس آرزومندی شغلی در زنان شاغل را تبیین می کند. همچنین سرمایه روان شناختی به میزان 48/0 درصد از واریانس تعارض کار- خانواده را در زنان شاغل تبیین کرده و متغیرهای پیش بین روی هم رفته 3/30 درصد از واریانس آرزومندی شغلی در زنان شاغل را پیش بینی می کنند. نتیجهگیری: در مجموع نتایج نشان می دهد که احتمال میانجی بودن تعارض کار خانواده وجود دارد و می توان عنوان کرد سرمایه روان شناختی از طریق تعارض کار خانواده با آرزومندی شغلی در زنان شاغل رابطه دارد.