گفتمان سکولاریسم و لاییسیته نزد جبهه ملی چهارم

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه تاریخ. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره). قزوین. ایران.

2 دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.

doi
10.48308/irhj.2024.234462.1292
چکیده

سکولاریسم و لاییسیته دو مفهوم در علوم سیاسی هستند که معمولاً به جای یکدیگر به کار می­روند. اما این دو مفهوم به رغم شباهت­هایشان، دارای وجوه افتراق بسیاری هستند. سکولاریسم نوعی جهان­بینی فلسفی ناظر بر مادی نگریستن و تبیین این جهانی امور و پدیده­های طبیعی، سیاسی و اجتماعی است که البته خود به شاخه­هایی تقسیم می­گردد، ولی لاییسیته یک نوع حکومت است که در آن نهاد دین و دولت از یکدیگر تفکیک می­شوند و دولت در مسائل مربوط به مذهب و امور اعتقادی بی­طرف است. با توجه به این امر، مقالۀ حاضر به منظور فهم نسبت جبهۀ ملی چهارم با این دو گفتمان، به تحلیل و تفسیر مواضع این جریان سیاسی می­پردازد تا بدین طریق، راهی به تبیین چگونگی همراهی آن با جریان روحانی ـ مذهبی در آستانۀ انقلاب اسلامی بیاید و به این سؤال پاسخ دهد که چرا جبهۀ ملی به رغم مشی سکولار و لاییسیته­اش، به برخی از مؤلفه­های دین­گرایانۀ جمهوری اسلامی تن داد. نتایج مقاله نشان می­دهند جبهۀ ملی چهارم همانند اسلاف خود، یعنی جبهه­های موسوم به اول تا سوم، قرابتی با گفتمان سکولاریسم نداشت و به رغم استثناهایی، در مجموع به لاییسیته پایبندی کلی داشت. این جریان چه پیش و چه پس از انقلاب، به رغم اتکا به مذهب در تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی، با پیوند مستقیم نهاد دین و دولت یا همان حکومت روحانیون مخالف بود. با این ­حال، همین نزدیکی حداقلی به مذهب از یک سو و عدم پافشاری رهبر مذهبی جنبش بر حکومت روحانیون در مقطع انقلاب از سوی دیگر، زمینۀ همکاری دو جریان را در آن عصر فراهم کرد.