اینستانگاری بیش‌ازانسان: پیشنهاد‌های روش‌شناختی در تحلیل اینستاگرام در جامعه‌شناسی بیش‌ازانسان

نویسندگان

1 دکتری جامعه‌شناسی، دانشگاه اصفهان

2 استادیار پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک)

3 استاد گروه علوم اجتماعی، دانشگاه اصفهان

4 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jisr.2022.333165.1254
چکیده

مقدمه: رویکردهای بیش‌ازانسان، مجموعه تفکرات و نظریاتی را دربرمی‌گیرند که بر ارتباط ماده، انسان، طبیعت، فناوری و تمامی امور انسانی و غیرانسانی در یک شبکه، به‌صورت درهم‌کنش و ارتباطی تأکید دارند و اخیراً جایگاه ویژه‌ای در علم جامعه‌شناسی یافته‌اند. این دسته نظریات از گابریل تارد، جامعه‌شناس کلاسیک آغاز می‌شود و در اندیشۀ دیگرانی چون دولوز-گاتاری و متفکران مادی‌گرایان جدید و نیز بسیاری از متفکران حیطۀ علم و فناوری به‌خصوص برونو لاتور قابل‌ردیابی است. از آنجا که ریشۀ تفکر این رویکردها تأکید بر پیوند تمامی عناصر نامتجانس در جامعه است، اتخاذ روش ویژه‌ای که بتواند هدف آنان را در تحلیل‌ها پوشش دهد، اجتناب‌ناپذیر است. در این مقاله، اینستاگرام به‌مثابۀ یک میدان پژوهش در تحقیقات بیش‌ازانسان معرفی و برخی توصیه‌های روش‌شناختی ارائه می‌شود.روش: در این پژوهش با مطالعۀ منظم اسنادی و کتابخانه‌ای، بسیاری از روش‌های خلاقانه در زمینۀ روش مردم‌نگاری و فضای مجازی و همچنین روش‌هایی را که توصیه‌هایی دربارۀ مردم‌نگاری، اینترنت و رویکردهای بیش‌ازانسان ارائه دادند، واکاوی و ردیابی کردیم.یافته ­ها: با توجه به تمایل بسیار این رویکردها به روش و روش‌شناسی مردم‌نگاری، ابتدا ریشه‌های مردم‌نگاری و محیط اینترنت و روش‌های پیشنهادشده در این زمینه معرفی شدند و از روش‌ها و توصیه‌های روش‌شناختی مانند وب‌نگاری، مدل قوم‌نگاری و اینترنت، وب‌نگاری بیش‌ازانسان، مردم‌نگاری اجتماعی-مادی و داده‌های دیجیتالی بیش‌ازانسان را مطرح کردیم.نتیجه­ گیری: با توجه به پیشینه‌های نظری رویکرد بیش‌ازانسان و روش‌های مذکور، یک کلاژ روش‌شناختی با عنوان «اینستانگاری بیش‌ازانسان» معرفی می‌شود.