اتنوگرافی انتقادی کالایی‌شدن آموزش (مورد مطالعه: مناطق حاشیه‌نشین شهر سنندج)

نویسندگان

1 دانشیار علوم تربیتی دانشگاه کردستان

2 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه کردستان

3 استاد علوم تربیتی دانشگاه کردستان

doi
10.22059/jisr.2022.326306.1224
چکیده

مقدمه: یکی از تغییرات مهم در چند سال اخیر که نهاد آموزش و فلسفۀ آن را به‌عنوان یک ابزار برای ایجاد تغییرات مهم و سازنده، دستخوش تحول کرده است، «کالایی‌شدن» آن است. مفروضه‌ای که به‌سبب آن دسترسی به فرصت‌ها و امکانات آموزشی برابر از بین رفته است. در پژوهش حاضر با درنظرداشتن رویکردها و نظریات مارکس، لوکاچ و پولانی درمورد کالایی‌شدن درصدد صورت‌بندی نظری و تجربی این مفهوم در مناطق حاشیۀ شهر سنندج برآمدیم.روش: روش مورد استفاده، مردم‌نگاری انتقادی برگرفته از روش‌شناسی پنج‌مرحله‌ای کاراسپیکن است که در پی نقد و تغییر وضع موجود قرار دارد. گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبۀ نیمه‌ساخت‌یافته با ۳۵ نفر از معلمان و مدیران آموزشی شهر سنندج صورت گرفته است. در تحلیل مصاحبه‌ها از تحلیل تماتیک و برای اعتبار آن‌ها از اعتبار تفسیری استفاده شده است.یافته­ ها: یافته‌ها نشان می‌دهد داده‌های مونولوگ‌محور (مفروضات اولیه و کلی پژوهشگران) با داده‌های به‌دست‌آمده از مصاحبه‌ها (دیالوگ‌محور) همخوانی داشتند و آن‌ها را تأیید کردند. تفسیر مفاهیم حاصل از داده‌ها، حاکی از چهار مقولۀ ثانویۀ تمایز به میانجی آموزش، تمایل به خصوصی‌سازی آموزش در مناطق شمال شهر، کاهش دسترسی به امکانات و فرصت‌های آموزشی در مناطق حاشیه و تلۀ محرومیت فقر در مناطق حاشیه‌نشین است که شهر سنندج و به‌ویژه مناطق حاشیۀ آن را با چالش نابرابری آموزشی مواجه ساخته است.نتیجه ­گیری: نتایج نشان از عدم دسترسی همه به آموزش و تشدید نابرابری ناشی از آن مقولۀ هسته‌ای است که نشان از ایجاد نابرابری شدید و تشدید آن به‌وسیلۀ کالایی‌شدن آموزش دارد.