خوانش صوفیانه و عارفانۀ غزالی از سیاست ایران‌شهری

نویسندگان

1 گروه ایرانشناسی و تاریخ، دانشکده ایرانشناسی و علوم انسانی،دانشگاه میبد، میبد، ایران

doi
10.48308/irhj.2023.103257
چکیده

گرایش غزالی به جهان­بینی و زیست صوفیانه، به­ویژه پس از رخداد توبۀ او، بینش سیاسی­اش را تحت تأثیر قرار داد. تأثیر این واقعه بر عزلت­گزینی­های غزالی و تقویت هرچه بیشتر جهان­نگری صوفیانۀ او چشمگیر بود، به نحوی که زبان ویژه­­اش، به­عنوان یک صوفی برجسته، در تحریراتش به شکل اعم و مکاتیب سیاسی او به شکل خاص بازتاب یافت. این در واقع نوعی تجربۀ فکری بود که به پشتوانۀ تجارب زیستۀ غزالی در زمینۀ زیست صوفیانه و پرهیزکارانه، به نزدیکی و تلفیقِ هرچه بیشتر بینش عرفانی و اصول سیاست ایران­شهری نزد او انجامید. در نتیجه، خطاب­های او به سلاطین و ارکان قدرت و سلطنت به جانب توصیه­های زهدگرایانه، پرهیزکارانه و معنویت­گراتر و عاقبت­اندیشانه­تر معطوف شد. این پدیده­ بر ادبیات تفسیری او، به­ویژه بر مکاتیب سیاسی­اش، عمیقاً تأثیر گذاشت. فرضیۀ این پژوهش این است که توبۀ غزالی موجب تلفیق و امتزاج هرچه بیشتر دو چشم­انداز سیاست ایران­شهری و بینش عرفانی ـ صوفیانه در آرای او شد، به گونه­ای که او مفاهیمی همچون عدل، سلطنت، قدرت، مالیات، وزارت و غیره را در زمینه­ای آن­جهانی و صوفیانه تفسیر و تأویل کرد. در این پژوهش، به روش تحلیلی و بر مبنای رسالۀ مکاتیب، تأثیر جهان­بینی و زیست­جهان غزالی بر آفرینش روایتی عرفانی ـ صوفیانه از سیاست ایران­شهری مورد تأمل قرار خواهد گرفت.