بسط مفهوم برابری در ادبیات سیاسی-اجتماعی انقلاب مشروطه ایران با تکیه بر مطالعه جراید

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

doi
10.48308/irhj.2023.103186
چکیده

انقلاب مشروطیت زمینه­ساز ورود مفاهیم جدید در عرصه­های سیاسی و اجتماعی شد. چون تعداد انگشت­شماری از شخصیت­های مطرح دورۀ قاجار از چند و چون این مفاهیم آگاه بودند، روشنگری و توضیح دربارۀ آنها ضرورت پیدا کرد. مفهوم برابری یکی از چالش­برانگیزترین پنداره­هایی بود که به نوعی در آموزه­های پیشین تردید ایجاد کرد. تا پیش از این، آنچه در ادبیات فقهی بار معنای برابری را به دوش می کشید، مفهوم عدالت بود. با این حال، نسبت مشخصی بین معیارهای عدالت و مفهوم برابری وجود نداشت. این مسئله مناقشات بسیاری به­ویژه بین مشروعه­خواهان و مشروطه­خواهان رادیکال ایجاد کرد. بنابراین، تعریف برابری و نسبت آن با عدالت ضرورت یافت. هدف اصلی این جستار بررسی اندیشه، تعاریف و تعابیر کوششگران مشروطه­طلب از مفهوم برابری از میان مقالات منتشرشده در جراید این دوره است. نگارنده در ضمن بررسی این مفهوم دریافت که منطق مشروطه­خواهان در تعریف برابری تا اندازه­ای غلوآمیز و ناشی از فقدان درنظرگیری بافت اجتماعی، اقتضائات زمانه و سواد سیاسی مردم بود، تا جایی که منجر به پریشان­گویی در نسبت بین برابری و عدالت شد. روش تحقیق در این جستار به صورت توصیفی و تحلیلی است.