سنجه گونه های روابط ایران و چین در دوره صفویه

نویسندگان

1 گروه تاریخ، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکترا تاریخ ایران اسلامی، گروه تاریخ، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

doi
10.52547/irhj.15.2.43
چکیده

روابط ریشه­دار و طولانی ایران و چین در دوران حاکمیت مغولان و تیموریان در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و هنری بسیار رونق گرفت. اما در اوایل سدۀ 10ق/ 16م، به ­دلیل اوضاع سیاسی و اقتصادی ایران و چین، تغییر جغرافیای سیاسی آسیا و پیدایی قدرت­های جدید در حد فاصل دو سرزمین، تغییر توازن قوای سیاسی و اقتصادی در جهان و نفوذ روزافزون اروپاییان در اطراف ایران و چین، بسیاری از زمینه­ها و بایسته­های تداوم ارتباطات متنوع ایران و چین از میان رفته بود. در ایام حکومت صفویه (907-1135ق) نیز روابط ایران و چین در کانون توجه زمامداران و نخبگان دو سرزمین نبود و تنها به دلایلی چون تأثیرپذیری از میراث روابط دو سرزمین و نیز برخی ضرورت­های اقتصادی، بعضی از گونه­های روابط ایران و چین به صورت محدود برقرار بود. این مقاله بر آن است با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر اطلاعات پراکنده و اندک منابع تاریخی، ادبی، علمی و هنری پاسخگوی این پرسش باشد که روابط ایران و چین طی دورۀ صفویه در چه عرصه‌ها و با چه کیفیتی در جریان بوده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد این روابط عمدتاً در زمینه‌های اقتصادی، علمی و هنری بوده ‌است. به­واسطۀ حفظ این گونه­های روابط و نیز تداوم پرتوافکنی میراث دیرینه و غنی روابط گذشتۀ دو سرزمین، چین و دستاوردهای تمدنی و فرهنگی آن کمابیش در آیینۀ ذهن و اندیشۀ حکام و نخبگان ایران عهد صفوی حضور داشت.