تحلیل قانونگذاری توسعه در ایران با استفاد از دستور زبان نهادی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه مطالعات تاریخی، پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی (سمت)، تهران، ایران.

doi
10.52547/irhj.15.2.179
چکیده

قوانین برنامه­های عمرانی سوم، چهارم و پنجم را می­توان مقدمه و مبنای اثرگذارترین پروژه­های نوسازی در دولت پهلوی به حساب آورد. این قوانین در حقیقت سنگ­بنایِ راهکارهایی بودند که دولت پهلوی تحت عنوان برنامه­های عمرانی برای پیشبرد پروژۀ نوسازی تدوین کرد و به همین دلیل بررسی آنها می­تواند به شناخت ماهیت برنامه­های عمرانی و نوع نگاه دولت پهلوی به پروژۀ نوسازی کمک کند. این مقاله با استفاده از «دستور زبان نهادی» درصدد استخراج گزاره­های نهادی و تحلیل قوانین برنامه­های مزبور است تا نشان دهد ماهیت این برنامه­ها از حیث اجزای مختلف گزاره­های نهادی چون جزء اسنادی، شدت التزام، عمل، شرط و تنبیه چگونه بوده و اصولاً عامل و کنشگر اصلی در این قوانین که بوده است. یافته­های پژوهش نشان می­دهد در تدوین قوانین برنامه­های عمرانی، دولت به­عنوان عامل اصلی در مرکز برنامه­ها قرار داد. در هیچ یک از 111 گزارۀ نهادی موجود از سازمان­های مردم­نهاد یا غیردولتی به­عنوان جزء اسنادی نام نرفته است. همچنین در 108 گزاره از شدت التزام بهره گرفته شده است. نکتۀ قابل تأمل اینکه 81 مرتبه از اجبار به­عنوان جزءِ شدت التزام استفاده شده است که این امر نشان از ماهیت دستوری برنامه­ها دارد. به علاوه، عدم قید هر گونه شرط زمانی و مکانی در جزء شرط دلالت بر «عام­بودگی» برنامه­های عمرانی بدون توجه به تنوع زیستی، فرهنگی و اجتماعی دارد و آنی­ترین نتیجۀ چنین نگاهی درگیر کردن دولت در امور مختلف، کنار گذاشتن نیروهای بالقوۀ مردمی و طرد مشارکت عمومی است.