ارزیابی خوانش همدلانه از ایمان در فلسفۀ هیوم با تکیه بر تفسیرهای روان‌شناختی معاصر  

نویسندگان

1 استاد گروه فلسفه، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

2 پژوهشگر پسادکتری فلسفه، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22091/jptr.2026.13599.3350
چکیده

چکیدهاندیشۀ دینی دیوید هیوم غالباً به‌مثابه مجموعه‌ای از نقدهای سلبی بر الهیات طبیعی و براهین اثبات وجود خدا تفسیر شده است. این مقاله با اتخاذ خوانشی همدلانه و تحلیلی، نشان می‌دهد که این تصویر رایج، پروژۀ فلسفی هیوم را به‌نحو نابسنده‌ای تقلیل می‌دهد. مدعای اصلی نوشتار آن است که نقدهای هیوم بر الهیات اثبات‌گرا نه پایان دین، بلکه مقدمۀ گذار از ایمانِ معرفت‌محور به ایمانِ زیست‌محور است. در گام نخست، الگوی کلاسیک ایمان اثبات‌گرا در سنت عقل‌گرایی دینی بریتانیا و صورت‌بندی‌های شاخص آن بررسی می‌شود. سپس نشان داده می‌شود که هیوم با تکیه بر تجربه‌گرایی، تحلیل روان‌شناختی ذهن و نقد مفروضات متافیزیکی، امکان دفاع معرفت‌شناختی از ایمان اثبات‌‌گرا را از بنیاد تضعیف می‌کند. در عین حال، تحلیل‌های او در تاریخ طبیعی دین آشکار می‌سازد که دین را باید به‌مثابۀ پدیده‌ای انسانی، برآمده از ساختارهای عاطفی، تخیلی و عادت‌مند ذهن فهم کرد. در این چارچوب، ایمان غیراثباتی به‌عنوان پاسخی طبیعی، معنا‌بخش و وجودی به وضعیت ناپایدار آدمی در جهان پدیدار می‌شود. مقاله نتیجه می‌گیرد که هیوم، نه مبلغ خداناباوری، بلکه نظریه‌پرداز الگویی فروتنانه و انسان‌محور از ایمان است که با خوانش‌های روان‌شناختی معاصر از دین هم‌افق است.