سیطرة رمانس‌گونگی بر تاریخ‌نگاری؛ گزارش یک پژوهش تجربی در باب فرم زبان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ا یران.

2 استاد گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.52547/irhj.15.1.73
چکیده

 نوشتار حاضر گزارشی است از مسئله، روش مطالعه، مفاهیم بنیادین و نتایج قابل ‌استخراج از پژوهشی در باب فرم زبانیِ مسلط بر متون تاریخ‌نگاری. این مطالعة فرمالیستی تنوع انکارناپذیر متون تاریخ‌نگارانه را ذیل سه ژانر اساسی و، حداقل در ظاهر، تقلیل‌ناپذیر بررسی می‌کند: وقایع‌نگاری، پژوهش تاریخی و رمان تاریخی. از خلال سنجش فرم زبان در سیزده اثر تاریخ­نگارانه که به صورت تصادفی انتخاب شده­اند، می‌توان در باب رمانس‌ یا رمان‌گونه بودن زبان تاریخی، در متنوع‌ترین و موسّع‌ترین معنایش، به نتایجی قابل ‌توجه رسید. با توجه به اینکه رمانس و رمان به­مثابۀ دو فرم زبانی بنیادین در داستان‌نویسی و غیر آن شناخته می­شوند و همچنین با توافق بر سر این نکته که اثر رمانس‌گونه (همچون حکایات هزار و یک شب یا داستان‌های شهسوارانه) از واقعیت انسانی سخن نمی‌گوید، تشخیص هر ردّ پایی از رمانس‌گونگی در سنّت‌های تاریخ‌نگارانه باید امری پرمخاطره انگاشته شود. از خلال ملاحظات سلبی و انتقادیِ سه ژانر اساسی فوق‌الذکر، گزارش حاضر در پی آن است که تصویری هرچند مبهم از راه تحول به فراسوی وضع تاکنون موجود را به ذهن متبادر کند.