رفع محرومیت عنصر اساسی در نظام حقوقی و قضایی مغولان: چنگیزخان، روح قانون (قرن هفتم و هشتم هجری)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

2 استاد گروه تاریخ، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.52547/irhj.15.1.103
چکیده

حکومتی که چنگیزخان در آغاز قرن هفتم هجری، برابر با قرن سیزدهم میلادی، در مغولستان تأسیس کرد، از حیث قضایی و حقوقی با دورۀ پیش از آن، یعنی دورۀ ستیز و تفرقۀ قبایل مغول، قابل قیاس نبود. وی در حکومت خود تنها به جنبه­های نظامی اتکا نداشت، بلکه مبانی حقوقی و قضایی جامعۀ مغولی را نیز مد نظر قرار داد. این نوشتار قصد دارد با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و بر پایۀ منابع کتابخانه­ای به این پرسش پاسخ دهد که پس از استقرار مغولان در ایران تلقی آنان از منشأ حق و عدالت چه بود و برداشت آنان از این مبحث مهم بر چه پایه­ای استوار بود؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که اساسی­ترین منشأ حقوق در نظام قضایی و حقوقی مغولان «رفع محرومیت» بود. به عبارت روشن­تر، حق از نظر آنان به معنای رفع محرومیت بود نه برقراری عدالت. این تلقی مغولان با دیدگاه ملل مغلوبه به­ویژه ایرانیان مسلمان در تعارض بود. مغولان، حتی پس از مسلمان شدن، به یاسا و یوسون چنگیزی به­عنوان منبع اصلی حق و عدالت می­نگریستند. از دیدگاه مغولان یاسا و یوسون چنگیزی «روح قانون» بودند. و سنن و دستورات چنگیزخان علت تامۀ حق و عدالت فرض می­شدند. در همان حال خاندان چنگیزی نیز اطاعت قبایل را به معنای تحقق عدالت می­دانستند.