تبارشناسی و خاستگاه تاریخی و جغرافیایی ایل مَمَسنی (با تکیه بر فرضیات جدید)

نویسندگان

1 استاد، گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران.

3 دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

doi
10.52547/irhj.15.1.209
چکیده

ایل ممسنی به­عنوان یکی از ایلات لُرتبار واقع در شمال غربی استان فارس و دامنه­های زاگرس، در تحولات اجتماعی و سیاسی نقش بسزایی داشته است. دربارۀ مبدأ و منشأ این ایل دیدگاه­ها و ­نظرات متفاوتی وجود دارد. بنیان پژوهش کنونی بر این پرسش استوار است که تبار و خاستگاه تاریخی و جغرافیایی ایل ممسنی چه بود و ساختار سیاسی این ایل و استقرار طوایف آن در قلمروهای مختلف چگونه شکل گرفت؟ پژوهش حاضر که با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و از طریق گردآوری داده­ها به روش اسنادی (منابع دست ­اول، تاریخ­های محلی و متون تاریخی معتبر) و میدانی (مصاحبه و مشاهده) انجام شده است، نشان می­دهد که ایل ممسنی ضمن برخورداری از تبار و خاستگاه تاریخی ـ جغرافیایی دیرپا و کُهن، در اواخر دورۀ صفویه به سرزمین شولستان مهاجرت کرد. براساس فرضیات هشت­گانۀ نویسندگان، طوایف ممسنی (بکش، جاوید، رستم و دشمن­زیاری) به صورت تدریجی و مبتنی بر جهت جغرافیایی وارد سرزمین شولستان شدند و پس از همزیستی مسالمت­آمیز اولیه در مجاورت شول­ها، بر آنها چیرگی یافتند و قلمرو جغرافیایی مختص به خود را تحت حکمرانی خوانین مجزا برگزیدند. بنابراین، ساختار جدید ایل ممسنی به صورت چهار طایفۀ لرتبار ممسنی، یک طایفۀ لرتبار شول­ و سپس یک طایفۀ ترک­تبار قشقایی شکل گرفت، ولی به دلیل نبود منصب ایلخانی واحد، رفته­رفته تعارضات درون­ایلی و برون­ایلی (با دولت مرکزی و سایر ایلات) شدت یافت و ایل ممسنی از نظر اجتماعی ـ سیاسی دچار ازهم­گسیختگی شد.