پروتاگوراس: پیشگام نسبیگرایی یا شکاکیت پورونی؟
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشیار، گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
3 استاد، گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
4 استادیار، گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22091/jptr.2024.10816.3071چکیده
پروتاگوراس را اغلب نسبیگرا به شمار آوردهاند، چون او معتقد بود که «انسان معیار همه چیز است، معیار چیزهایی که هستند اینکه هستند و معیار چیزهایی که نیستند اینکه نیستند». در این مقاله نشان دادهایم که تمرکز بسیار بر این قول موجب شده است که دیگر اقوالِ هموزنِ پروتاگوراس در بابِ معرفت در تفسیر اندیشۀ وی مورد توجه قرار نگیرد. به منظورِ تقویت این ادعا، نخست به بررسی تفاسیری پرداختهایم که منکر نسبیگرا بودنِ پروتاگوراساند. سپس کوشیدهایم با استفاده از دیگر اقوال منتسب به پروتاگوراس نشان دهیم که تفسیر نسبیگرایانۀ پروتاگوراس، که صرفاً مبتنی بر قولِ معروف وی است، تصویری ناقص و حتی معیوب از نگاه وی در بابِ معرفت ارائه میکند. زیرا آن قولِ معروف را میتوان در پرتو دیگر اقوالِ هموزنِ پروتاگوراس در بابِ معرفت شکاکانه تفسیر کرد، اما آن دیگر اقوالِ هموزن را نمیتوان نسبیگرایانه تعبیر کرد. در این چهارچوبِ تازه، آنچه در غیاب دیگر آرای پروتاگوراس در بابِ معرفت، نخستین صورتبندیِ نسبیگرایی تلقی شده پیشنمون و صورتبندیِ کلیِ الگوهای دهگانۀ استدلال شکاکانۀ آینسیدموس قلمداد میشود.