خوانش ابن‌باجه از نظریۀ فیض

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22091/jptr.2025.11600.3173
چکیده

ابن‌باجه در فقرات متعددی از مجموعه رسائل فلسفی دربارۀ «فیض» بحث کرده است. چیستی خوانش ابن‌باجه از نظریۀ فیض مسئلۀ این نوشتار است. آیا نزد او نظریۀ فیض کارکرد وجودی و وجودبخشی دارد؟ فرضیۀ این است که ابن‌باجه نظریۀ فیض را بر اساس نظریۀ فیض کتاب ایضاح فی الخیرالمحض مطرح کرده است، که به طرحی نو و متفاوت از نظریۀ عقول دهگانه دست یافته و در آن افاضۀ صور به موجودات و نیز پیدایش موجوداتِ در کون‌وفساد تبیین می‌شود. در این نوشتار، با روش توصیفی-تحلیلی به این یافته‌ها دست یافتیم که فیض در فلسفۀ ابن‌باجه با عناوین مختلف، از قبیل «فطرت فائقه»، «موهبت» و «رؤیا»، «وحی و الهام» و «قضاوقدر» و به دو معنای «موهبت و اشراق الهی» و معنای «وجودی» تبیین می‌شود. فیض افاضۀ صور به همۀ موجودات و عقل انسانی و نیز افاضۀ علم، خیرات و کمالات از خدا به عقول انسانی و همۀ موجودات است. به این نتیجه دست یافتیم که ابن‌باجه در نظریۀ فیض، علاوه بر کارکرد معرفتی در معنای موهبت و اشراق، به کارکرد وجودی فیض نیز قائل است و طرحی متفاوت از نظریۀ عقول دهگانه مطرح کرده که در آن گزارشی از همکاری عقل فعال و اجرام فلکی در پیدایش عالم کون‌وفساد ارائه می‌دهد.