دفاعیهای بر واقعانگاری زمان: واکاوی و نقد نظریه ناواقعگرایی مکتاگرت در متافیزیک زمان
نویسندگان
1 کاندیدای دکتری فلسفه تطبیقی، گروه فلسفه و کلام، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران
2 استادیار، گروه دینپژوهی، پژوهشکده اندیشه دینی معاصر، قم، ایران
doi
10.22091/jptr.2024.10640.3044چکیده
استدلال مکتاگرت مشهورترین استدلالی است که در فلسفه معاصر به سود غیرواقعی بودن زمان مطرح شده است. وی دو مدل برای تبیین زمان مطرح میکند: سری آ و سری ب. سری آ مدلی است که زمان را بر اساس سه مفهوم گذشته، حال و آینده تبیین میکند. سری ب مدلی است که زمان را بر اساس الگویی دوگانه از مفهوم «قبلتر» و «بعدتر» تبیین میکند. مکتاگرت سری ب را در تبیین تغییر که شرط تحقق زمان است ناتوان میداند، و سری آ را واجد تناقضی درونی قلمداد میکند، بنابراین با رد امکان واقعی بودن هر دو مدل، غیرواقعی بودن زمان را نتیجه میگیرد. در این نوشتار، به واکاوی و نقد دیدگاه مکتاگرت میپردازیم و با الهام از روش تحلیل زبانی ویتگنشتاین متأخر نشان میدهیم که اولاً برخی از امور را نمیتوان با یک مدل نظری تبیین کرد، و بنابراین زمان بر اساس تأملات نظری و شهودهای زبانی واقعیتی است که در چند قلمرو هستیشناختی تحقق دارد. ثانیاً سری «ب» تبیینگر تغییر است. همچنین سری آ متناقضنما نیست. در این دیدگاه، وجه عینی زمان را سری ب تبیین میکند و وجه ذهنی آن را سری آ. بنابراین زمان واقعیتی است که در سطوح مختلف هستی تحققی خاص دارد و نمیتوان تنها با یک مدل مانند سری آ یا سری ب آن را تبیین کرد.