تحلیل بازنمایی تاریخ قاجار در کتب درسی دورة رضاشاه با تأکید بر نقش عاملیت و ساختار در تدوین محتوای آموزش رسمی (۱۳20–۱۳04)

نویسندگان

1 دانشیار گروه تاریخ، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران

doi
10.22034/chs.2026.559167.1143
چکیده

مواجهة هر نظام حکومتی با میراث و تاریخ حکومت پیشین، همواره می‌تواند چالش‌برانگیز باشد؛ این موضوع در دورة معاصر باتوجه به نقش پر‌رنگ افکار عمومی، از اهمیت بیشتری برخوردار است. دولت پهلوی که پس از قاجاریه روی کار آمد توجه خاصی به همسان‌سازی و تربیت افکار عمومی مردم از طریق نهادهایی چون آموزش‌وپرورش داشت؛ از آنجا که یکی از مهم‌ترین روش­های جهت‌دهی به نظام آموزشی، تدوین کتب درسی است، پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی کتب درسی آموزش تاریخ در عصر رضاشاه می‌پردازد تا حجم، ویژگی­ها و مضامین اصلی مربوط به تاریخ دورة قاجار در آن کتاب‌ها آشکار شود و به این سؤال پاسخ داده‌شود که نظام آموزشی حکومت رضاشاه در دوره‌ها و مقاطع مختلف تحصیلی، چه تصویری از عصر قاجار ارائه می‌کرد؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در کتاب‌های درسی دورة‌ ابتدایی، توجه نسبتاً اندکی به عصر قاجار شده است، اما در دورة‌ دبیرستان، با وجود اختصاص حجم قابل‌توجهی از مطالب به تاریخ قاجار، سوگیری‌ها بیشتر در سطح واژگان و اصطلاحات زبانی دیده می‌شود؛ در واقع، تکثر نویسندگان کتب درسی و درنظرگرفتن رابطة متقابل رویدادها و روایت‌ها، امکان تحریف آشکار وقایع را، به‌جز در مباحث پس از انقلاب مشروطه، محدود می‌ساخت. نکتة آخر اینکه، سوگیری‌هایی که با روایت کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به اوج می‌رسند، تا سال ۱۳۱۷، بیش از آنکه ناشی از یک ساختار نظارتی رسمی باشند، برآمده از هراس پایگاهی نویسندگان و پیروی آن‌ها از گفتمان مسلط آن دوره بوده‌اند؛ با این‌حال، پس از این تاریخ، وزارت فرهنگ تلاش منسجمی را برای ارائة یک روایت واحد از طریق تلفیق گزینش متون از پیش موجود و بازنویسی برخی روایت‌ها آغاز کرد.