نظریۀ اعتباریات علامه و طرد تز خنثی بودن فناوری
نویسندگان
1 استادیار، پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22091/jptr.2025.11403.3141چکیده
بحث از ماهیت مصنوعات تکنیکی از مهمترین مسائل در فلسفه تحلیلی فناوری است. یک دیدگاه رایج در این خصوص این است که «ماهیت» مصنوعات همان «کارکرد» آنهاست و اگر دو مصنوع، دارای کارکرد یکسان باشند ذیل یک «نوع کارکردی» قرار میگیرند. اما این که کارکرد تکنیکی چیست و چگونه متعیّن میشود سؤالی مناقشهآمیز است. در پاسخ به این سؤال، نظریههای مختلفی مطرحاند که میتوان آنها را در دو دسته جای داد: (1) نظریههایی که کارکرد را به ساختار و ویژگیهای فیزیکی مصنوع «تقلیل» میدهند؛ (2) نظریههایی که کارکرد را وابسته به «وجوه التفاتی» طراح/کاربر میدانند. تعبیر ساختاری از کارکرد تکنیکی (دسته اول) به نفع تز خنثی بودن فناوری است، در حالی که بر اساس تعبیر التفاتی (دسته دوم) از کارکرد، کارکرد تکنیکی مصنوعات تکنیکی به تبع ارزشباری مقاصد انسانی میتواند ارزشبار باشد و این نتیجه علیه تز خنثی بودن فناوری است. مسئله اصلی مقاله حاضر این است که چه نسبتی میان فلسفه نوصدرایی (با تمرکز بر آرای علامه طباطبایی و شهید مطهری) و تز خنثایی فناوری برقرار است؟ برای پاسخگویی به این مسئله، ابتدا مسئله تمایز طبیعی-مصنوعی بررسی میشود و پس از تبیین اهمیت تلقی مصنوعات به مثابه «انواع کارکردی»، از این ادعا دفاع میشود که کارکرد مصنوعات تکنیکی جزو اعتباریات است، گرچه تحقق/عدم تحقق کارکرد وابسته به ساختار مادی و ویژگیهای فیزیکی (حقیقت خارج از ذهن) است. بنابراین نظریه اعتباریات، جزو نظریههای دستۀ اخیر در خصوص کارکرد تکنیکی (تعبیر التفاتی) قرار میگیرد و میتواند رویکردی در مقابل تز خنثایی فناوری در نظر گرفته شود.