بررسی محتوایی رسالۀ موسیقی امیرخان کوکبی گرجی با نگاهی تطبیقی به بهجت‌الروح عبدالمؤمن‌بن صفی‌الدین و رسالۀ موسیقی عبدالرحمن‌بن سیف غزنوی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای تاریخ ایران اسلامی، گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران.

3 دانشیار گروه تاریخ و تمدن اسلامی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران.

doi
10.22034/chs.2025.519477.1096
چکیده

رسالۀ موسیقی امیرخان کوکبی گرجی، موسیقی‌دان و نوازندۀ درباری دورۀ شاه‌سلطان‌ حسین صفوی، یکی از آخرین رسالات مهم موسیقی تألیف‌شده در عصر صفوی است که نمایانگر نخستین مرحله‌های گذار در تاریخ موسیقی ایران از نظام مقامی به دستگاهی است. این رساله یک دیباچة بسیار مفصل و دو بخش دارد؛ بخش اول در پانزده باب در نظریۀ موسیقی است و بخش دیگر بیشتر به بحور اصول، ادوار ایقاعی و تصانیف ساختۀ این مصنّف و دیگر تصنیف‌سازان معاصر او اختصاص دارد. این پژوهش با هدف تحلیل محتوای این رساله و سنجش جایگاه آن در تداوم سنت رساله‌نویسی موسیقایی ایران، به بررسی تطبیقی آن با دو متن برجستۀ پیش از خود ـ بهجت‌الروح اثر عبدالمؤمن‌بن صفی‌الدین و رسالۀ عبدالرحمن‌بن سیف غزنوی ـ می‌پردازد. رویکرد پژوهش توصیفی-تحلیلی است؛ همچنین داده‌های نسخه‌شناختی و محتوایی رساله‌ها گردآوری و سپس بر اساس مقایسۀ ابواب و ساختارهای نظری تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد امیرخان با بهره‌گیری از مبانی نظری عبدالقادر مراغی و تأثیرپذیری از دو رسالۀ پیش‌گفته، نظامی منسجم‌تر و درعین‌حال ساده‌تر از موسیقی نظری صفوی عرضه کرده است. تأکید بر مفاهیمی چون «بانگ»، «شدود»، «بحور اصول» و به‌ویژه «گوشه» بیان‌کنندة آگاهی مؤلف از تحولات موسیقایی زمانۀ خویش و پیوند اندیشۀ او با جریان دستگاهی متأخر است. در تطبیق با رسالات صفی‌الدین و غزنوی، تفاوت نگرش امیرخان در تنظیم منطقی ابواب و کاستن از عناصر فراموسیقایی، از عقلانیت بیشتر و گرایش به تحلیل تجربی موسیقی حکایت دارد؛ درنتیجه، رسالۀ امیرخان کوکبی گرجی را می‌توان حلقۀ پیوند سنت نظری موسیقی مقامی عصر صفوی با موسیقی دستگاهی پساصفوی دانست؛ اثری که ضمن بازتاب افول دربار صفوی، استمرار حیات فکری و زیبایی‌شناختی موسیقی ایران را در قرن دوازدهم هجری نشان می‌دهد.