«مُغ» بهمانند نشان هویتی در بافت فرهنگی بافق
نویسندگان
1 دانشیار گروه فرش دانشکدة هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران.
doi
10.22034/chs.2025.531116.1113چکیده
در مطالعات فرهنگی واژگان بومی در گویشهای محلی از اهمیت زیادی برخوردارند؛ زیرا واژگان طی سدهها در بستر زبانی تکرار شدهاند؛ اگرچه بهتدریج از مبادی و علل تسمیه فاصله گرفته و تنها شکل و قالب لغت بهمثابه حروفی معلق منتقل شده باشد؛ اما بازهم بهمانند نشانهای قابلیت رمزگشایی بافتاری دارد. نامگذاری نخل به «مُغ» در بافق از آن نشانههای فرهنگی است که تحلیل چرایی تسمیة نخل به مغ هدف اصلی این پژوهش است. پرسش اینگونه طرح میشود که مبتنی بر منابع مکتوب تاریخی، تسمیة نخل به «مغ» بر چه فرضیاتی استوار بوده و بر مبنای کدام انگاره میتوان بحث را جمعبندی کرد؟ به نظر میرسد علت نامگذاری مغ بر عواملی چون سودمندی، دهش و در صورت تغییر حرف آخر واژه به «خ» و تبدیل به «مخ» به سر نخل و اهمیت آن دلالت دارد. پژوهش حاضر از انواع تحقیقات کیفی است که بر اساس هدف، در دستۀ بنیادی و بر اساس روش مطالعه، بنیادی نظری است؛ اما بر اساس ماهیت و روش از پژوهشهای تاریخی به شمار میآید که دغدغۀ تحلیل تسمیۀ نخل به «مُغ» در بافق را دارد. با این هدف سعی شده است منابع مکتوب معتبر مبنای مطالعه قرار گیرند. از سویی دیگر رویکرد پژوهش ترکیبی از توصیفی تحلیلی و تاریخی است؛ زیرا به مطالعۀ واژهای خاص در بستر زبانی بافق و آداب و سنن آنها پرداخته است. شیوۀ گردآوری اطلاعات در بخش تاریخی کتابخانهای بوده و در قسمت توصیفی از مشاهده و مصاحبههای میدانی بهره جسته است. دستاورد پژوهش آنکه از میان فرضیات گوناگون نظیر پرفایدهبودن و سودرسانی، بخشندگی، سخاوت و دهش و مخ یا مغ به معنی مغز بر چرایی تسمیة برگ نخل در بافق به «مُغ» دلالت دارد و در ضمن مؤید این ادعاست که به نحوی در ارتباط با صفات و ویژگیهای انسانی مانند سخاوتمندی و دارابودن مغز معنا شده است.