تحلیل تعاملات فقیهان امامی و شاهان صفوی با تاکید بر آرا خاورشناس معاصر، رولا جوردی ابی صعب

نویسندگان

1 دانشیار، گروه آموزش الهیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی،دانشگاه آزاد اسلامی،واحد علوم و تحقیقات، تهران. ایران

3 دانشیار گروه جغرافیا، باستان شناسی و تاریخ،دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران،ایران

doi
10.22034/jsh.2026.531252.1175
چکیده

چکیده با وجود پژوهش‌های بسیاری که تاکنون درباره دوره صفوی به‌ویژه مناسبات میان علما و سلاطین صورت‌گرفته، این موضوع همچنان محل تأمل و نیازمند بررسی است. مقاله پیش ‌رو به بازخوانی رابطه میان فقیهان‌امامی و سلطنت‌صفوی بر پایه‌ی تحلیل‌های ابی‌صعب می‌پردازد. پرسش اصلی این است که فقیهان برجسته شیعه دوره صفویه چگونه میان نقش مشروعیت‌بخشی، کنشگری مستقل و نقد سیاسی تعادل برقرار کرده‌اند؟ روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی است و با بررسی موردی رابطه شش فقیه اثرگذار(محقق ‌کرکی، حسین‌ بن ‌عبدالصمد، شیخ‌ بهایی، ملاعبدالله‌ شوشتری، شیخ‌لطف‌الله ‌میسی و شیخ‌حر‌عاملی) با شاهان ‌صفوی، الگویی از تعامل دو‌سویه و پویامیان نهاد فقه و سلطنت به ‌تصویر کشیده‌ شده‌است، الگویی که بر «بده‌بستان مشروعیتی» و وابستگی متقابل برای حفظ اقتدار استوار است. یافته‌ها نشان می‌دهد این تعامل نه ساده و یک‌طرفه، بلکه فرایندی پیچیده و متأثر از بافت سیاسی، شخصیت شاهان و گرایش‌های فقهی علما بوده‌است. این پژوهش نشان می‌دهد که این تجربه تاریخی با برخی مفاهیم بنیادین فقه سیاسی شیعی مانند ولایت ‌عامه ‌فقیه و نظارت شرعی بر قدرت، هم‌راستاست.