ناسیونالیسم تجدّدخواهِ پسامشروطه و مسئلة انحطاط و عقب‌ماندگی از دیدگاه سیّدحسن تقی‌زاده

نویسندگان

1 دکتری تاریخ پس از اسلام دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22034/chs.2025.506241.1084
چکیده

واکاوی عقب­‌ماندگی ایران، تقدیر تاریخیِ مواجهه با مدرنیتة غرب است، که ایرانیان را به آگاهی تاریخی در این مسئله واداشت. هم‌­سو با ریشه­‌یابی عقب­‌ماندگی، پرسش از انحطاط نیز بخشی از این مواجهة ناگزیر شد. تجربة مشروطه، ناکامی آن و جنگ جهانی نیز بخشی از این مواجهة در جریان است که در تکاپوهای ملی‌گرایانه آشکار شد؛ ازاین‌­رو، یکی از اشکال تبیینِ وضعیتِ مُنحط و عقب‌­ماندة ایران در «ملی‌گرایی تجدّدخواهِ» پسامشروطه نمود یافت. این رویکرد، به­ امید نجات ایران و نیز به‌­دلیل گرایش به غرب، به ناسیونالیسم و تجدّد روی آورد که چهرة برجستة این رهیافت، سیّدحسن تقی‌­زاده است. این مقاله با استفاده از رویکرد تحلیلی – توصیفی در پی پاسخ به این پرسش است که او چه تحلیلی از وضعیّت مُنحط و عقب­‌ماندة ایران داشت؟ او این مسئله را در نسبت با اقوام بیگانه، تقدّم بینش هندی، بی‌سوادی عامه، اسیری و پستیِ نسوان، فساد اخلاق و باورهای دینی آمیخته با تعصّبات فرض می‌­کند؛ بنابراین، نه‌­تنها به اصول عقلانی و علمی تمدّن غرب تأکید داشت که راهبردش را در هواداری از تمدّن ایرانی و برگرداندن عظمت آن می­‌دانست.