سایههای جنسی در ایران عصر صفوی: تحلیلی تاریخی-روانشناختی بر اساس نظریة سایة یونگ
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای ایرانشناسی دانشگاه شهید بهشتی، بنیاد ایرانشناسی،تهران، ایران
2 استادیار گروه تاریخ واحد یادگار امام خمینی(ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه آزاد اسلامی، علوم و تحقیقات تهران، ایران
doi
10.22034/chs.2025.532847.1116چکیده
جامعة صفوی جامعهای متکثر با لایههای متنوع و طبقات اجتماعی متفاوت بود؛ با وجود این، حکومت و برخی از طبقات اجتماعی آن تلاش میکردند با اتکا بر شریعت و هنجارهای عرفی، گرایشها و رفتارهای متغایر با عرف و شرع را در حوزة زندگی جنسی اجتماعی کتمان کرده و تا حد امکان آن را به محاق برند. مطابق با نظریة «سایه» روانشناسی کارل گوستاو یونگ که بنمایة نظری این پژوهش برآن استوار است، آنچه در خودآگاه فردی و اجتماعی سرکوب یا انکار شود، در ناخودآگاه فردی یا جمعی تولید سایه میکند و این سایة نادیده انگاشتهشده میتواند اثرات نامناسبی برفرد، جامعه و روان آنها بگذارد. در دورة صفویه فشارهای مذهبی، سانسور اجتماعی و تقوای عرفی (خودآگاه)، سبب راندن امیال جنسی ممنوعه و نامتعارف (به ناخودآگاه جمعی) شد، اما آنچه در سطح جامعه سرکوب میشد، در قالب نمادین، پنهان و نامحسوس به حیات خود ادامه داد. این پژوهش با رویکرد میانرشتهای و بهرهگیری از نظریة «سایه» یونگ و با استفاده از منابع فارسی و سفرنامههای اروپایی، سه محور اصلی روسپیگری، همجنسگرایی و نهاد متعه را بهعنوان سایههای جنسی آن عصر بررسی کرده و نشان میدهد که این پدیدهها، همزمان با طرد رسمی، در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، هنری و آیینی جامعه تداوم یافتند. نتایج نشان میدهد که جامعة صفوی در این حوزه دچار «دوگانگی فرهنگی» بود؛ از یکسو تقبیح رسمی و از سوی دیگر بهرهبرداری پنهان یا نیمهرسمی. تحلیل نظریة سایة یونگ آشکار میکند که این تضاد، نهتنها مانع استمرار پدیدههای جنسی حاشیهای نشد، بلکه آنها را در قالبهای نمادین و نهادی بازتولید کرد.