نفثةالمصدورهای منثور فارسی؛ زیرگونه‌ای در منشآت

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اصفهان، خوراسگان، اصفهان، ایران.

doi
10.22067/jls.2024.88649.1602
چکیده

در تاریخ نثر فنّی فارسی منشآتی پدید آمده‌ است که در آن برخی دیوانیان شرحی از احوال خویش را همراه با شکایت از روزگار نامساعد در قالب نامه‌ای انشا کرده‌اند که معروف‌ترین آنها به قلم زیدری نسوی در اوایل قرن هفتم هجری است و نام نفثةالمصدور به خود گرفته است. در نثر فارسی متون دیگری به نام نفثةالمصدور نامبردار شده‌اند؛ امّا نویسندگان این متون از دیوانیان محسوب نمی‌شوند و نوشتۀ آنها نیز به نثر فنّی نیست و موضوعِ مکتوب آنها با آنچه دیوانیان در این مکتوبات در نظر داشته‌اند، متفاوت است و از دایرۀ این نقثةالمصدورها خارج می‌شوند. در این نوشتار برخلاف پندار رایج محقّقان که با برشمردن ویژگی‌های سبکی نفثةالمصدورِ نسوی، درصددند که آن را انشایی یگانه‌ در تاریخ نثر فنّی نشان دهند، با در نظر گرفتن ویژگی‌هایی مشترکی چون قالب، موضوع، مخاطب، محتوا، ساختار، وجه بلاغی و مناسبات آن با منشآتی که در قالبِ نامه‌هایی بی‌نام، پیشتر و پس از روزگار او از دیوانیانی چون انوشروان خالد، نصراللّٰه منشی، بهاءالدّین محمّد بن مؤیّد بغدادی، نجم‌الدّین ابوالرّجاء قمی و عطاملک جوینی وجود دارد، امتداد انشای چنین مکتوباتی را از حدود نیمۀ قرن ششم تا پایان قرن هفتم نشان داده‌ایم و آنها را به نام نفثةالمصدور و در ردیف شکایت‌نامه‌های منثور که به نثر فنّی نوشته شده‌اند، به‌صورت زیرگونه‌ای در منشآت معرفی کرده‌ایم.