واکاوی کارکردهای انتقادی و اصلاح‌گرایانة گروتسک با رویکردی به آموزه‌های هارولد بلوم و میخائیل باختین؛ مطالعة موردی نمایش‌نامة «چهار صندوق» اثر بهرام بیضایی

نویسندگان

1 دانشجوی مقطع دکتری رشتة‌ پژوهش هنر، گروه هنر، دانشکدة عمران، هنر و معماری، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه هنر، دانشکدة هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 استادیار گروه هنر، دانشکدة عمران، هنر و معماری، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22034/chs.2025.496269.1053
چکیده

گروتسک دست‌آویزی تأثیرگذار برای انتقال احساسات انسانی متضاد به مخاطب است که در درون آن مفاهیمی چون مبالغه، وحشت‌آفرینی و تحریف واقعیت وجود دارد. در این زمینه از مهم‌ترین نظریه‌پردازان معاصر میخائیل باختین روسی و هارولد بلوم هستند. آن‌ها بر اساس تحقیقات فراوان، تفسیرهای نوآورانه‌ و انتقادی و نیز خلق ادبیات شناخته‌شده دربارة گروتسک، از جمله صاحب‌نظران تأثیرگذار این حوزه به شما می‌روند. در ادبیات نمایشی ایران نیز مفاهیم گروتسک در آثار تعداد اندکی از نویسندگان مورد استفاده قرار گرفته است؛ از جملة این نویسندگان بهرام بیضایی است که در دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی به نگارش نمایش‌نامه‌هایی با این مضمون پرداخته است. نگارش نمایش‌نامه‌های گروتسک و انتقادی موفق در غرب، وضعیت متزلزل اجتماعی و سیاسی ایران در آن دوره، سخیف شمرده‌شدن مقولة طنز در نمایش ایران و تحت تأثیر قرارندادن مخاطب شاید زمینه‌ای فراهم کرد تا نویسندگانی همچون بهرام بیضایی به نگارش نمایش‌نامه‌هایی با رویکرد انتقادی و اصلاح‌گرایانه در ذیل مفهوم گروتسک غربی بپردازند؛ از جمله آثار بیضایی در این زمینه، نمایشنامة چهارصندوق (سال1346) است. اینکه مفهوم انتقادی گروتسک و مؤلفه‌های آن چگونه و به چه شکل در نمایشنامه‌های ایرانی مانند «چهارصندوق» مورد استفاده قرار گرفته، موضوعی است که تاکنون کمتر به آن توجه شده است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و با ابتنا بر رویکرد توصیفی تحلیلی تلاش دارد زمینه‌های نظری و کارکردهای انتقادی طنز گروتسک را در نمایشنامة «چهارصندوق» بهرام بیضایی با تکیه بر آموزه‌های هارولد بلوم و میخائیل باختین، مورد بررسی قرار دهد. یافته­های پژوهش نشان می‌دهد عناصر گروتسکی باختین و بلوم همچون طنز، خندة مبالغه و هجو در نمایشنامة چهارصندوق به کار رفته و بهرام بیضایی از این طریق توانسته اندیشه‌های انتقادی و اصلاح­گرایانة خود پیرامون ساختار اجتماعی ایران زمانة خویش را به خوبی مطرح کند.