عاشورا؛ تقابل دین و سنّت در گسترة تغییرات اجتماعی (از دیدگاه سید جعفر شهیدی)
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
2 دانشجوی کارشناسی ارشد شیعهشناسی دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
پژوهش حاضر با رویکرد اسنادی، ضمن توجه به ضرورت کاربرد رویکردهای جامعهشناختی در تحلیل پدیدههای تاریخی، بهویژه تاریخ عاشورا و اهمیت موضوع آن، عواملی را بررسی میکند که در جامعة آن روز موجب شد بنیانهای دینباورانة جامعه بکلی سست و روند گرایش به سمت سنّت تشدید شود و در گسترة تغییرات و تحوّلات اجتماعی، تنها پنجاه سال پس از ارتحال پیامبر حادثهای با آن ابعاد به وقوع بپیوندد؟ برای این منظور، از میان آثار «عاشورا پژوهی»، کتاب پس از پنجاه سال پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین، اثر سید جعفر شهیدی بررسی گردید تا ابعاد جامعهشناختی چرایی حادثه و قیام عاشورا مشخص گردد. بررسیها نشان میدهد قیام عاشورا حادثهای محصول و معلول شرایط طبیعی زمانش بود؛ زیرا اولاً، عاشورا کوششی بیمانند برای تعیین تکلیف تقابل دین و سنّت بود و هنر امام حسین این بود که توانست پس از قریب پنجاه سال میانداری سنّت، بار دیگر شرایط را برای ورود دین به صحنة حیات معرفتی، اجتماعی و سیاسی جامعه فراهم آورد. ایشان در این اصلاح، تنها به دنبال این نبود که با تغییر ساختار، کارکردها دگرگون شود، بلکه افراد به مثابة کنشگر و نیز چگونگی روابط میان آنها در این فرایند مهم بود؛ چراکه با تغییر در آنان، میتوان به کارکردها دست یافت. ثانیاً، اقدام بر اساس روش مزبور، در نظام سیاسی و اقتصادی، چشمگیر و غالب است؛ اما در نظام شخصیتی، ارزشی و روابط اجتماعی از اهمیت آن کاسته میشود؛ زیرا جنبة فرهنگی این سه نظام غالب است و تأکید بیشتر بر تغییر مستقیم مردم به وسیلة آگاهی دادن به آنهاست.