تحلیل جامعهشناختی پدیدۀ همباشی از منظر روحانیون و جامعهشناسان
نویسندگان
1 دکتری جامعهشناسی، آموزش و پرورش، علوم اجتماعی
2 استاد گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور تهران
3 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور تهران
doi
10.22059/jisr.2022.320630.1195چکیده
دازدواج و تشکیل خانواده یکی از ارزشها و الگوهای رفتاری زندگی اجتماعی است که در دهههای اخیر، دگرگونی بسیاری یافته است. جامعۀ ما نیز در این زمینه تحولات گستردهای تجربه کرده است که از جملۀ آنها میتوان به شکلگیری پدیدۀ همباشی در کلانشهر تهران اشاره کرد. این پژوهش در پی مطالعۀ پدیدۀ همباشی از منظر صاحبنظران روحانی و جامعهشناس، و با روش تماتیک و مصاحبۀ عمیق با هفت روحانی و هفت جامعهشناس انجام شد. با توجه به مضامین اصلی و فرعی استخراجشده از مصاحبهها، از نظر روحانیون عوامل تأثیرگذار بر رشد پدیدۀ همباشی عبارتاند از: عوامل دینی (نداشتن دانش دینی، استفادهنکردن از دانش روحانیون، نامتعارفبودن ازدواج موقت، تقدسزدایی از دین و تخریب معنویت)، عوامل فرهنگی (الگوپذیری از غرب، کژکارکردشدن سنتها و عرف و هنجارشکنی دختران)، عوامل اجتماعی (پذیرش رشد همباشی و تأثیر رسانهها)، عوامل اقتصادی (حسابگرانه عملکردن و شرایط نامناسب اشتغال)، عوامل سیاسی (کاهش عملگرایی و وضعنکردن قانون تنبیه) و عوامل فردی (رفع تمایلات جنسی). از نظر جامعهشناسان نیز عوامل تأثیرگذار بر رشد پدیدۀ همباشی عبارتاند از: عوامل اجتماعی (فردگرایی، رشد عقلانیت، رشد مدرنیته، ضرورت اجتماعی و رشد کارکرد منفی خانواده)، عوامل فرهنگی (گمنامی، آموزشندادن، شکلگیری رابطۀ سیال عاطفی، پذیرش دوستی دختر و پسر، سنتشکنی و جاذبۀ همباشی)، عوامل اقتصادی (مصرفگرایی، بیثباتی اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی)، عوامل فردی (رضایت از زندگی همباشی، ترس از طلاق و ویژگیهای شخصیتی متفاوت). جامعۀ ایرانی کماکان در گذار از سنت به مدرنیته متوقف شده و چالش بین سنت و مدرنیته گریبانگیر جامعۀ ایرانی است. تأثیرات مدرنیته و کاهش نفوذ سنتها از جمله عواملی است که شکلگیری سبک زندگی همباشی را در جامعه بهدنبال داشته است؛ بنابراین میتوان گفت تقابل بین سنت و مدرنیته موجب شکلگیری نگرشهای مختلف، و پذیرش و رد این سبک زندگی شده است.