چگونگی مواجهه مولویان با قاضیزادهلیها در دوره عثمانی (1032ـ1095هـ./1623ـ1684م)
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکدة الهیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکدة الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه پیام نور تهران، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکدة الهیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/chs.2025.492455.1046چکیده
طریقت مولویه منسوب به مولانا جلالالدّین محمد بلخی در جامعه و دولت عثمانی جایگاه والایی داشت. در سده یازدهم هجری جنبش قاضیزادهلیها در استانبول تحت تأثیر اندیشههای تصوفستیزانه با هدف مبارزه با بدعت و اصلاح دینی ظهور کرد. قاضیزادهلیها با نفوذ در دولت عثمانی، رفتارهای خصمانهای بر ضد صوفیان و به ویژه مولویان در پیش گرفتند. آنها بر این باور بودند که اسلام صوفیانه دور از اسلام راستین است و مولویان در اسلام با اعمالی همچون سماع و رقص دچار بدعت و کفر شدهاند و عمدۀ مشکلات دولت عثمانی نیز ناشی از این بدعتها است؛ در چنین شرایطی بود که مولویان برای مقابله با این اندیشه افراطی و به ناگزیر، به دفاع از میراث فرهنگی مولانا پرداختند. پژوهش حاضر با اتکا بر شیوه مطالعه تاریخیِ تحلیلی، به بررسی چگونگی مواجهه مولویان با اندیشههای جزماندیشانه قاضیزادهلیها در سده یازدهم هجری میپردازد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد قاضیزادهلیها با نفوذ در دولت عثمانی و بیشتر در استانبول کوشیدند تا میراث معنوی و فرهنگی مولانا در جامعه عثمانی را تضعیف کنند. در مواجهه با چنین شرایطی مولویان به ویژه اسماعیل رسوخی آنقروی پوستنشین مولویخانه غلطه در این زمان، درصدد برآمدند با فعالیتهای علمی و فرهنگی همهجانبه، از اندیشهها، آداب و ارکان طریقت مولویه دفاع کنند؛ در نتیجه این فعالیتها و البته با جلب حمایت دولت عثمانی از سوی مولویان، میراث فرهنگی مولانا در مسیر احیاء مجدد قرار گرفت و به مانند سدههای پیشین و با محبوبیت افزونتری به حیات خود در جامعه عثمانی ادامه داد.