نقد نقدهای بدن‌محورانۀ فرد فلدمن در برابر استدلال‌های دوگانه‌انگارانۀ سول کریپکی

نویسندگان

1 1. پژوهشگر دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران. 2. دکتری و پسادکتری فلسفه ذهن، موسسه آموزش عالی علوم شناختی، تهران، ایران.

doi
10.22091/jptr.2024.9691.2926
چکیده

فیلسوفان ذهن فیزیکالیست در قرن بیستم سیاهه‌ای دراز دامن از نظریاتی رنگارنگ در دفاع از تبیینی مادی از ذهن و رویدادها و حالات ذهنی پیش کشیدند. نظریات این‌همانی تنها پاره‌ای از این فهرست طویل بود. سول کریپکی، با طرح چند استدلال، نظریات این‌همانی و تبعاً فیلسوفان ذهن فیزیکالیست را به چالش کشید. در این مقاله به بررسی مجزای نقدهای کریپکی بر دو نظریۀ «این‌همانی شخص و بدن» و «این‌همانی مصداقی» می‌پردازم. کریپکی علیه چند تقریر از نظریات مادی‌انگارانۀ این‌همانی در فلسفۀ ذهن استدلال آورده است: در نظریۀ نخست اعا می‌شود هر شخصی با بدنش این‌همان است؛ در دومی، هر رویداد یا حالت ذهنی جزئی (یا مصداق حالت ذهنی) با یک رویداد یا حالت فیزیکی جزئی (یا مصداق حالت فیزیکی) این‌همان دانسته می‌شود. دیدگاه‌های متمایز و متفاوت کریپکی دربارۀ جهان‌های ممکن، دال‌های صلب و ویژگی‌های ذاتی در شکل‌گیری و پیش‌بُرد دوگانه‌انگاریِ ویژۀ او نقشی تعیین‌کننده دارد. من نخست به این پیش‌زمینه‌های مفهومی و بعد به استدلال‌های او می‌پردازم. سپس نقد مفصل و موشکافانۀ فلدمن را بر این دو تقریر، نقل، واکاوی و نقد می‌کنم. به نظر می‌رسد دفاع فلدمن از این‌همانی شخص- بدن در برابر نقد کریپکی، دست‌کم دو اشکال دارد و می‌کوشم با طرح یک استدلال شهودی و نیز یک مثال نقض آن دو اشکال را توضیح دهم. سپس به طرح جایگزین لویس و نظریۀ همتای او در برابر استدلال کریپکی و باز به نقدهای فلدمن می‌پردازم. پرسش اصلی این پژوهش این است که آیا استدلال‌های دوگانه‌انگارانۀ کریپکی در برابر حملات مادی‌انگارانۀ فلدمن تاب و توانی دارند یا نه. خواهم کوشید نشان دهم از چه رو ادعاهای مادی‌انگارانۀ فلدمن در نقد استدلال‌های کریپکی صائب نیست و همچنان ضدمادی‌انگاری یا دوگانه‌انگاری از قوت تبیینی و جاذبۀ نظری برخوردار خواهد بود.