خاستگاه هندواروپایی بنمایه گاهانی آتشسوزی فرجام
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ، دانشکدة ادبیات دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران
doi
10.22034/chs.2024.207359چکیده
گاهان بهمثابه مهمترین بخش از متون اوستایی که خاستگاه آن گفتارها و اندیشههای خود زرتشت محسوب میشد، همواره از سوی پژوهشگران برای بازیابی اندیشههای حقیقی این پیامبر ایرانی مورد توجه بوده است و به باور ایشان، نوآوریهای اندیشه گاهانی که موجب دگرگونی عمیق در جهانبینی مزدیسنی شده بود، مهمترین ویژگی این متن کهن است. دگرگونی که طی آن نگاه به فلسفه هستی و ماهیت تاریخی نیز دچار تغییر شد و تاریخ که در اندیشه هندوایرانیان چرخهای از ادوار نامتناهی بود به مسیری خطی مختوم به رخداد سرانجام هستی یا فرشکرت تبدیل شد؛ با وجود این نوآوری و دگرگونیها، نکته قابل توجه اما وجود الگوها و بنمایههای همسان میان متون گاهانی و اساطیر فرجامشناسانه دیگر اقوام هنداروپایی است. از جمله این الگوهای همسان، بنمایه آتشسوزی سرانجام است که در اندیشه گاهانی همچون رخدادی مهم در آزمون بشر و نیز باززایی هستی مورد توجه قرار گرفته است؛ همسان با این باور گاهانی نیز آتشسوزی سرانجام در اندیشه دیگر اقوام هندواروپایی جایگاهی ویژه در باززایی هستی دارد. بر این مبنا نیز مسئله این پژوهش، بررسی خاستگاههای هندواروپایی بنمایه آتشسوزی سرانجام در اندیشه گاهانی است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی- مقایسهای و بر اساس متون و شواهد تاریخی، زبانشناسی و اسطورهشناسی گاهانی به بررسی این مسئله پرداخته است و به این نتیجه دست یافته است که زرتشت در تبیین و تکوین اندیشههای خود در برساخت مفهوم سرانجام از بنمایهها و الگوهای آخرتشناسانه هندواروپایی به ویژه بنمایه آتشسوزی سرانجام بهره برده است.