تأملی تازه دربارۀ مفهوم «دیدن» (ادراک مشاهدتی) در اندیشۀ مولانا با الهام از رویکرد هستیشناسانۀ هایدگر
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران. بابلسر.ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران. بابلسر. ایران
doi
10.22067/jls.2024.87212.1560چکیده
حوزه های مختلف علوم انسانی مانند فلسفه، الهیات، هنر و... تلقی گوناگونی از ماهیت و چیستی حقیقت دارند. چنان که در سنت فلسفی غرب از دوران پیشامدرن، مدرن ، و پسامدرن، شاهد روایت های متفاوتی از مفهوم« حقیقت» هستیم. در این میان، مارتین هایدگر روایتی از حقیقت در مقایسه با تلقی افلاطونی و ارسطویی و... از آن پیش می کشد که در آن مفهوم «حقیقت» را با مسئلة «هستی» و «وجود» این همان می انگارد. از دیدگاه وی راه نائل شدن به «هستی» نیز تنها از مسیرِ وجودِ دازاین- به مثابۀ روشنگاه هستی - می-گذرد. بدینمعنا که میتوان با امکانهای نهفته در وجود انسان به حقیقت دست یافت. هایدگر از میان همة امکانهای وجود انسان، بر امکان «دیدن» پافشاری میکند و آن را خالصترین و نابترین تجلیگاه حقیقت یا همان «هستی» مینامد.بر این اساس، او دیگر امکانهای بنیادین وجود انسان اعم از فهمیدن، کنجکاوی، تفکر، و ... را نیز نوعی «دیدن» فرض میکند. در سنت عرفانی ما و از آن جمله در ذهن و زبان مولانا نیز، مفهوم «دیدن» تبلور و حضور برجستهای دارد و وی برای همه چیز اعم از دل، جان، گوش و... «چشم» یا همان «دیدن» قائل میشود؛ گویی همه چیز «دیدن» است. ا