نسبت واقعگرایی علمی با رویکردهای تبیینکنندۀ پیشرفت علم
نویسندگان
1 دانشجوی ارشد، گروه فلسفه علم، دانشگاه شریف، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه فلسفه علم، دانشگاه شریف، تهران، ایران
doi
10.22091/jptr.2023.9380.2887چکیده
یکی از مهمترین مباحث مطرحشده در مطبوعات فلسفۀ علم مناقشۀ واقعگرایی و پادواقعگرایی علمی است. همچنین در سالهای اخیر ادبیات نسبتاً مفصلی در خصوص رویکردهای تبیینکنندۀ پیشرفت علم به وجود آمده است. هدف این مقاله بررسی نسبت واقعگرایی/پادواقعگرایی علمی با رویکردهای تبیینکنندۀ پیشرفت علم است. در این مقاله منظور از واقعگرایی علمی واقعگرایی معرفتی است، که ادعا میکند نظریات علمیِ بالغ و موفق توصیفی (تقریباً) صادق از جهان ارائه میدهند. در مقابل، مدافعان پادواقعگرایی معرفتی امکان کسب معرفت از هویات مشاهدهناپذیر را رد میکنند. رویکردهای تبیینکنندۀ پیشرفت علم با توجه به هدفی که برای علم در نظر گرفتهاند، در این چهار دسته ارائه شدهاند: رویکرد معرفتی، رویکرد معنایی، رویکرد حل مسئله (کارکردی) و رویکرد مبتنی بر فهم. در این مقاله استدلال میشود که دو رویکرد معرفتی و معنایی با توسل به مفهوم صدق در زمرۀ دیدگاههای واقعگرایانه قرار میگیرند. رویکرد حل مسئله نیز به دلیل جایگزینی معیار توانایی حل مسائل با صدق، رویکردی پادواقعگرایانه به شمار میآید. ادعای اصلی مقاله این است که گرچه در ابتدای امر به نظر میرسد که رویکرد مبتنی بر فهم از مفهوم صدق در شرح دیدگاه خود استفاده کرده، اما نشان داده میشود که این رویکرد در تعیین اولویت میان صدق و فهم، فهم را اولویت خود قرار میدهد. این ادعا بدان معناست که در این رویکرد ملاک انتخاب نظریۀ ارجح نه تقرب به حقیقت، بلکه چگونگی فهم آن است. بنابراین رویکرد مبتنی بر فهم رویکردی پادواقعگرایانه است.