رابطۀ منِ استعلایی با زمان در اندیشه کانت

نویسندگان

1 استادیار، گروه فلسفه، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.22091/jptr.2024.341.2877
چکیده

در نظر کانت، ترکیبْ ساختاری زمانمند دارد. اما منِ استعلایی، که بنیادِ زمانمندی ترکیب است، بیرون از زمان است. در قیاسات تجربه، منِ استعلایی در هیچ یک از حالات زمان (استمرار، توالی و هم‌زمانی) قرار نمی‌گیرد. منِ استعلایی چگونه می‌تواند مبنای حکم ترکیبی باشد و در عین حال بیرون از زمان قرار گیرد؟ در این مقاله کوشش شده است تا با بررسی بحث ترکیب و همچنین قیاسات تجربه، نشان دهیم که در زمان نبودنِ منِ استعلایی به معنای قطع پیوند با زمان نیست، زیرا عدم پیوند با زمانْ استعلایی بودنِ من یا سوژۀ شناسا را در فلسفۀ کانت بی‌معنا خواهد کرد. بنابراین، منِ استعلایی، اگرچه «در» زمان نیست، اما همواره «با» زمان است. «با» زمان بودن به معنای این است که سوژه، به مثابۀ خودانگیختگی محض، برابربودگی را به واسطۀ زمان وضع می‌کند. زیرا فقط در این برابربودگی یعنی تعیّن‌یافتگی در زمان است که وجود پدیدارها و در نتیجه شناخت عینی آنها ممکن می‌شود. بنابراین، سوژۀ استعلایی به نحو پیشینی با اعطای زمان (زمان به مثابۀ قاعدۀ شهود) به خود بر خود تأثیر می‌گذارد. بدین معنا، سوژۀ استعلایی، در عینِ خودانگیختگیِ محض، منفعل از زمان و در نتیجه متناهی است. این تناهی، به مثابۀ معیت دائمی با زمان، تضمین‌کنندۀ استعلای سوژه است.