میرزا کوچک‌خان جنگلی میان حافظه و تاریخ؛ مزارهای میرزا به‌مثابه «مکان‌های حافظه»

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22034/chs.2024.476193.1015
چکیده

ایدۀ محوری پژوهش حاضر، مسئله­مندکردن نسبت میرزا کوچک‌خان جنگلی با «تاریخ» و «حافظه» است؛ بدین منظور، از رویکرد ساختارشکنانۀ پی‌یر نورا، در مورد رابطۀ «تاریخ و حافظه» و جایگاه «مکان‌های حافظه» در آن استفاده شد تا «حافظۀ زنده» از میرزا، در تقابل با «تاریخ‌ سیاست» و «حافظۀ رسمی» از او مورد تأکید قرارگیرد. در همین راستا، ساکنان منطقۀ سلیمان‌داراب رشت (با محوریت مزار فعلی میرزا) و روستای خانقاه گیلوان (با محوریت مزار پیشین میرزا) مورد مطالعه قرار گرفتند؛ حجم نمونه با تکیه بر قاعدۀ اشباع به 28 نفر در دو مکان محدود شد که به شیوۀ نمونه‌گیری نظری انتخاب شدند. شیوۀ گردآوری اطلاعات، مصاحبۀ غیرساخت‌یافته و عمیق بود. نتایج نشان­داد روایت سلیمان‌دارابی‌ها از میرزا و مرگ او با گذشت زمان وارد پیوستار تاریخی شده و به شکل کاملاً رسمی، غایت‌شناسانه و متأثّر از سیاست‌های زمان حالِ حاکمیت بازنمایی می‌شود؛ درحالی­که در گیلوان یادگری از میرزا و مرگ او دقیقاً آن چیزی است که واقعاً توسط محلی‌ها و ساکنان این روستا تجربه و زیسته شد. درواقع، یادگری از میرزا در گیلوان ـ در تقابل با روایت‌ها در سلیمان‌داراب ـ در پیوستار تاریخی قرار نگرفته و از هیچ خطی بهره نبرده است؛ به‌عبارتی حافظۀ گیلوانی‌ها دربارۀ میرزا از نوع «حافظۀ زنده» است که مشخصۀ آن، یادآوری به شیوۀ زیست‌شده، پراکندگی روایت‌ها و غیر‌خطی ‌بودن روایت‌ها است.