بحران ایدئولوژیک شدن دموکراسی و چالشهای فراروی آن از نظر دیوید هلد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی گرایش اندیشه سیاسی،واحد تهران مرکزی،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران.
2 استاد گروه علوم سیاسی،واحد تهران مرکزی،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران(نویسنده مسئول)
3 استاد گروه علوم سیاسی،واحد تهران مرکزی،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران.
4 استادیار گروه علوم سیاسی،واحد تهران مرکزی،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران.
doi
10.30465/os.2025.53264.2075چکیده
چکیدهدموکراسی معاصر در غرب با بحرانی مواجه است که میتوان آن را «ایدئولوژیکشدن دموکراسی» نامید؛ به این معنا که ایدئولوژیهای مسلط لیبرالی، ناسیونالیستی و پوپولیستی بر نهادها و فرآیندهای دموکراتیک سایه افکنده و این نظام را از کارویژه اصیل آن، یعنی تحقق حاکمیت واقعی مردم، دور ساختهاند. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی ـ تحلیلی و بر اساس بررسی آثار اصلی دیوید هِلد، بهویژه «دموکراسی و نظم جهانی» و «میثاق جهانی»، امکان گذار از این بحران را در چارچوب نظریه «دموکراسی جهانوطنی» بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد که هِلد با تأکید بر چندلایهسازی نهادهای سیاسی، حاکمیت حقوق عمومی دموکراتیک جهانی و ایجاد سازوکارهای فراملی، میکوشد دموکراسی را از سیطره ایدئولوژیهای ملیگرایانه رها سازد؛ با این حال، الگوی پیشنهادی او همچنان در پارادایم لیبرال ـ سکولار و انسانشناسی فردگرایانه غربی محدود میماند و از چارچوب ایدئولوژیک لیبرالیسم فراتر نمیرود و همین امر ضرورت بازاندیشی نظری و تطبیقی عمیقتری را در فهم دموکراسی معاصر برجسته میسازد.واژگان کلیدی: دموکراسی جهانوطنی، دیوید هلد، بحران ایدئولوژیک دموکراسی، حقوق عمومی دموکراتیک، لیبرالیسم،