زمینه‌ها و بنیان‌های کلاسیکِ تاریخ فرهنگی جدید

نویسندگان

1 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، قزوین، ایران

doi
10.22034/chs.2023.208740
چکیده

تاریخ فرهنگی یکی از انواع و شاخه‌های دانش تاریخ است که در طول سده بیستم میلادی به‌تدریج شکل گرفت و گسترش یافت. تاریخ فرهنگی به‌طور مشخص به موضوع شدنِ «فرهنگ» در تاریخ یا داشتن رویکردی فرهنگ‌گرا به تاریخ اشاره دارد. پیدایش و تکامل تاریخ فرهنگی طی مراحل مختلفی صورت گرفت. امروزه شکل مسلط این‌گونه از دانش تاریخ، «تاریخ فرهنگی جدید» (NCH) است که در طول دهه 80 میلادی پدید آمد و خیلی زود به یکی از پررونق‌ترین حوزه‍ های پژوهشی تاریخ بدل شد، اما با وجود داشتن صفت «جدید»، این‌گونه از دانش تاریخ بر زمینه‌ها و بنیان‌های کلاسیکی مبتنی بود که بدون آگاهی از آن، شناخت تاریخ فرهنگی جدید نیز میسر نخواهد بود؛ با این وصف در این مقاله بدون واردشدن به مجادلات مربوط به تشریح و توضیح مفهوم تاریخ فرهنگی جدید، به‌دنبال پاسخ به این پرسش اصلی هستیم که مهم‌ترین زمینه‌ها و بنیان‌های کلاسیک تاریخ فرهنگی جدید کدام‌اند؟ بر پایة یافته‌های پژوهش، بنیان‌های کلاسیک تاریخ فرهنگی جدید هم از جنبه معرفت‌شناسی و هم از جنبة روش‌شناسی قابل شناسایی‌اند؛ از جنبه معرفت شناسی، تاریخ فرهنگی جدید بر تمایز اساسی استوار است که در قرن نوزدهم میان علوم طبیعی و علوم روحی/ فرهنگی نهاده شد. از منظر روش‌شناسی نیز تاریخ فرهنگی جدید مبتنی بر روش‌های تفسیری ـ هرمنوتیکی است که از اواخر سدة هجدهم و سراسر سدة نوزدهم از سوی نظریه‌پردازان علوم فرهنگی تئوریزه شد؛ همچنین مورخان بزرگ فرهنگی در سده نوزده و ابتدای سده بیستم نظیر بورکهارت، هویزینگا، وِبر و دیگران آثار کلاسیکی در تاریخ فرهنگی پدید آوردند که همگی زمینه‌ای تاریخی برای ظهور تاریخ فرهنگی جدید فراهم کردند.