زنان سبیلو: خوانشی روان‌کاوانه (پیرامون بدن و چهره زنانِ اندرونی در عکس‌های دوره ناصری)

نویسندگان

1 استادیار گروه مطالعات عالی هنر دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22034/chs.2023.208125
چکیده

عکس‌های بسیاری از دوره قاجار وجود دارد که بخشی از آن‌ها متعلق به زنان، به‌خصوص زنان حرم ناصری است. فارغ از نوع پوشش زنان، بدن و چهره خاص برخی از آن‌ها مسئله‌ساز است. فربگی بدن و به‌ویژه ویژگی‌های چهره پرسش‌هایی را برمی‌انگیزد که نه پاسخ‌های ساده و سطحی، بلکه تحلیلی عمیق‌تر با توجه به تاریخ فرهنگی یا تاریخ فرهنگِ دیداری ایران را می‌طلبد؛ بنابراین می‌توان پرسید چه تفاوتی میان بازنمایی زنان در نقاشی و عکس‌های دوره قاجار وجود دارد و موی پشت لب در چهره این زنان چه کارکردی داشته است؟ اینکه این ویژگی، صرفاً امری زیباشناختی یا نوعی آرایش چهره بوده و قابل تعمیم به تمام زنان یا امری جنسی و متعلق به خواص است، فصل اختلاف با تحقیقات پیشین و دلیل بر ضرورت انجام این تحقیق است؛ بنابراین، موضوع را باید در حوزه «جنسیت» (سکسوالیته) صورت‌بندی کرد. این تحقیق از نوع کیفی و بنیادین بوده و رویکرد آن توصیفی- تحلیلی و به نحوی انتقادی کاربست یافته است. روش‌شناسی به مفهوم «تبارکاوی» و آراء فوکو و لکان برمی‌گردد که مبانی نظری تحقیق را در رویکردی «روان‌کاوانه» از حیث اجتماعی و ناخودآگاهی سامان می‌بخشد. یکی از تفاوت‌های فاحش میان چهره زنان بازنمایی‌شده در نقاشی و عکاسی این دوره همان شبه‌سبیل است که در یک جامعه مردسالار می‌توان آن را «نقابی» برای چیرگی بر «فقدان» و البته دال بر داشتن قدرت مردانه برای برخی از زنان حرم، تحت مفهوم «مذکر نمادین» در برابر دیگر زنان، مردان و جماعت در حاشیه یا قاعده هرم، ذیل عنوان «مؤنث نمادین» دانست.